سحـــر خاتـــون
گفتی برو...گفتم به چشم.این بود کلام آخرین...گفتی خداحافظ تو...گفتم همین؟گفتی همین...گریه نکردم پیش تو...بااینکه پرپر میزدم...با خون دل از پیش تو...رفتم و باز نیومدم....لبخند آخرین من...دروغ معصومانه بود...برای پنهان کردن داغ دل ویرانه بود...من مات مات از بازی شطرنج عشق میامدم...شاه مهره دل رفته بود...من لاف بردن میزدم!قلعه دل...اسب غرور...لشکر تار و مار عشق...دادم به ناز رخ تو...این همه یادگار عشق...گفتم ببر هرچی که هست...رقیب جلد چیره دست...گفتی تو مغروری هنوز...با فتح این همه شکست!بازی عشق تو رو جانانه باختم...مث بازنده خوب مردانه باختم...همه ثروت من تحفه درویش...نفسم بود که به تو شاهانه باختم...
سحـــر خاتـــون
یکی میپرسد اندوه تو از چیست؟؟؟سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟برایش صادقانه مینویسم...برای آنکه باید باشد و نیست...
سحـــر خاتـــون
برای دوست داشتنت محتاج دیدنت نیستم... اگر چه نگاهت آرامم می کند محتاج سخن گفتن با تو نیستم... اگر چه صدایت دلم را می لرزاند محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم... اگر چه برای تکیه کردن ، شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است! دوست دارم ، نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم دوست دارم بدانی ، حتی اگر کنارم نباشی ... باز هم ، نگاهت می کنم ... صدایت را می شنوم ... به تو تکیه می کنم همیشه با منی ، و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی
سحـــر خاتـــون
يواشــــكي دوستم داشته باش ! آدماي دنيـــــــاي من و تو، چشـــم ديدن عشــــق رو ندارن...!
سحـــر خاتـــون
دل من غمگین است ، غصه ام سنگین است گرچه با هم نفسم زندگی شیرین است میل گل در من نیست ، بال من خونین است اشک غم باید ریخت ، رسم دنیا این است
سحـــر خاتـــون
لبخند كه زد
توی چال گونه اش افتادم
پای منطقم شكست ..!
...
و من
.
عاشق شدم ....
سحـــر خاتـــون
از کوه پایین می آیی...کوزه در آب می زنی...و من...پایین رودخانه منتظرم...آب تصویری از تو را...با خود بیاورد
سحـــر خاتـــون
گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیباییست!!! عینک را برداشتم.. وحشت کردم از هیاهوی رنگها عینکم را بدهید میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم
سحـــر خاتـــون
کاش گاهی مرد بودم می شد تنهاییم را....به خیابان بیاورم سیگاری دود کنم و نگران نگاه های مردم نباشم ... کاش گاهی مرد بودم می شد شادی ام را....به کوچه ها بریزم....با صدای بلند بخندم و هیچ ماشینی.....برای سوار کردنم....ترمز نکند!!!
سحـــر خاتـــون
به قول ابی "دارم میشکنم آسون و تو نیستی"..............تو هم نباش...خیالی نیست...
سحـــر خاتـــون
برای گفتن حسم هنوز یک واژه کم دارم که تو شعرام به جای اون همیشه نقطه میگذارم منی که با این احساس یه عمره زندگی کردم نه میدونم ، نه میتونم به چشمات بفهمونم که… عاشقتم… عاشقتم… مثل عطر دعا مثل رنگ خدا … مثل من که نفس به نفس با تو هستم همه جا….
سحـــر خاتـــون
سلامتیه اونایی که این روزها زندگی لعنتیشون شده..... یه پنجره نیمه باز بارون زده پاییزی و یه موزیک ویرانگر و دیگر هیچ