سحـــر خاتـــون
دلتنگم امشب، آمده ام در خاطراتمان قدم بزنم تنهایی را دور کنم نفس بکشم در لحظات با تو بودن بخوانم تو را ببویم تو را حس کنم بودنت را و شاید هم کمی ...! آه کجایی؟ دلتنگم امشب دلتنگ تو ..
سحـــر خاتـــون
درک کن سکوتم را که پر از نگفتههایم است؛ اگه بگویم که دروغ میشود
سحـــر خاتـــون
این روزها دوست دارم تورا داشته باشم تا اینکه تو را دوست داشته باشم........!
سحـــر خاتـــون
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ... دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ... حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ... زخم داشت و ننالید... ... ... گریه کرد ؛ اما اشک نریخت .. حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست ! حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا ... همه ی صداها را بشنود
سحـــر خاتـــون
یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی… چرا که رسوا خواهم شد…! و همه خواهند دید!! لحظه لحظه تو را” میان واژه هایم!
سحـــر خاتـــون
گاهی آرزو می کنم زمان به عقب برگردد ...و من هم ... اما می ترسم می ترسم برگردم ...وکسی منتظرم نباشد
سحـــر خاتـــون
می بینی مرا که چه قدر نیستم؟ اگر باز بنویسم می آیی؟؟ : کمیاب شدم .....خودم هم خودم را کمتر می بینم.....باور کن !
سحـــر خاتـــون
ترك كردن آدما هم آدابي دارد اگر آداب ماندن را نمي دانيد!! حداقل به گونه اي تركشان نماييد كه " ترك بر ندارند"
سحـــر خاتـــون
خداوندا !!!!!!!!! قرارم باش ، یارم باش ، جهان تاریکی محض است !!!!!!!!!!!!!!!!! میترسم ، کنارم باش ................
سحـــر خاتـــون
پاییز من تو بودی ! برگ برگ شدی و ریختی