سحـــر خاتـــون
دیشب توی خوابم باز تو رو دیدم صدات زدم اما تو رفتی از خواب پریدم کاش می شد بخوابم و صبح تو باشی کنارم فقط بگو چرا مگه دوستم نداشتی من که کاری نکردم چرا تنهام گذاشتی.دارم دیونه میشم از تکرار این سوال فقط به من بگو چرا
سحـــر خاتـــون
هر روز که می گذرد خشتی روی بلندای تنهاییم میگذارم. عجیب اینروزها با "دیوار چین" رقابت میکند...
سحـــر خاتـــون
تو را مرور میکنم تا خاموشیم نشان فراموشیم نباشد...! سلام فراموش نشدنی من...
سحـــر خاتـــون
دوستت دارم را... آرام بنویس ... زیر فشار این اعتراف... کاغذ هم مچاله می شود....
سحـــر خاتـــون
خسته از دکمه های سردی که حرف ها را می نویسند بدون هیچ تضمینی ، حرف هایی که هیچ وقت صوت نمیشن ...
سحـــر خاتـــون
به قول یه بزرگ مردی، راز باش ولی فاش نشدنی ! تو قفس باش ولی رام نشدنی ! پاک باش، حتی اگه دوست داری عکس همه باش ولی قاب نشدنی !
سحـــر خاتـــون
صدای سوت قطار که می آید بعضیها؛ گوششان را میگيرند .. بعضی؛ قلبشان را .
سحـــر خاتـــون
دیشب باران قرار با پنجره داشت رو بوسی آبدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک چک چک ... چکار با پنجره داشت!!! *قیصر امین پور*
واقعا لایک...!
15 سال و 17 روز و 23 ساعت و 58 دقيقه قبل
مرسی
15 سال و 17 روز و 23 ساعت و 56 دقيقه قبل