سحـــر خاتـــون
احتمالاً یک تکه از احساسم را پشت و رو پوشیده ای که هر چه می نالد نمـــــــــــــی فهمـــــــــــی نفســــــــــــــــــــــــــم در یقه ی وجودت گیر کرده
سحـــر خاتـــون
خرابتم....
بذار هرکی از کناره من رد میشه بگه این خراب شده ماله کیه
سحـــر خاتـــون
تمام پلهای پشت سرم را خراب کردم، ········ به عمد! راه اشتباه را نباید برگشت
سحـــر خاتـــون
یادم میاد یه بار یکی بهم گفت خیلی حسودی!!!اون روز به حرفش خندیدم...گفتم من و حسادت؟؟؟ عمرا...یه کم از حرفش ناراحت شدم که چرا باید به من این حرفو بزنه...تازه الان معنیشو میفهمم.میفهمم راست میگفت...من حسودم...خیلی هم حسودم...
سحـــر خاتـــون
کاش می فهمیدی .... قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی: بمان... ...نه اینکه شانه بالا بیندازی ؛ و آرام بگویى: هر طور راحتى ... !!!
سحـــر خاتـــون
آسمان ، امشب ببار ... اندازه اشک هایی که ریختیم ببار .. شهر من سیل می خواهد ...
سحـــر خاتـــون
وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست
............
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست
کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست
گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست
سحـــر خاتـــون
چه زود خسته میشود شهر وقتی زیرِ پاهام از نفس میاُفتد ... و من هنوز میروم
سحـــر خاتـــون
سخته عاشق باشی ولی هیشکی ندونه اشکاتو زودی پاک کنی تا کسی ندونه سخته دوسش داشته باشی ولی ندونه سخته نگاهش بکنی اما نخونه
سحـــر خاتـــون
خودت خواستی که احساسم بشه سرد...