سحـــر خاتـــون
اگه اونی که دوستش داری...واسه غصه ت...دلش نلرزید.. دیگه رو دوستیش حساب نکن...!!!
سحـــر خاتـــون
درد ُ دل نمـی كنــم دیگــر ؛ زَخــم كه از عصب بگــذرد ، دَرد نـدارد دیگــر.
سحـــر خاتـــون
من احمق را بگو که فـــکر میکردم تو مرا دوست داشتی ! ولی ای کاش از همان روز اول می فهمیدم تو مرا برای فراموشی دیگری انتخاب کرده بودی ! وگرنه اگر عشقت ، عشق واقعی بود زندگی ات را هم میدادی چه برسد به آسایش و آزادی ات را !
سحـــر خاتـــون
ندونستم نرسيده تو شروع قصه ميري...آرزوي زندگي رو ميري و ازم ميگيري...ندونستم که رسيدن يه بهونست واسه رفت...واسه پرپر شدن تو واسه ويرون شدن من ...
سحـــر خاتـــون
دوباره خورشید می رود و یک آسمان بی ستاره می آید و دوباره این دل بهانه میگیرد. به کنار پنجره میروم ، نگاه به آسمان بی ستاره . آسمانی دلگیرتر از این دل خسته . یک شب سرد و بی روح ، سردتر از این وجود یخ زده. خیلی دلم گرفته است ، احساس تنهایی در وجودم بیشتر از همیشه است. تنهایی مرا می سوزاند ، دلم هوای تو را کرده است. دوباره این دل مثل چشمانم در حسرت طلوعی دیگر است. آسمان چشمانم پر از ابرهای سیاه سرگردان است ، قناری پر بسته در گوشه ای از قفس این دل نشسته و بی آواز است.
سحـــر خاتـــون
انتظار روز برفــــی..........