سحـــر خاتـــون
هوا...هوای یادآوری خاطرات آخرین دیدار...
سحـــر خاتـــون
گل عشقم تو دستم خشک شد...پرپر شد...
سحـــر خاتـــون
بازی رو بلد نبودم واسه همین بازی نکردم . دیدم من که بلد نیستم چرا بازی ِ یکی دیگه رو هم خراب کنم ...؟!
سحـــر خاتـــون
عروسک بودن هم برای خودش عالمی داره..................
سحـــر خاتـــون
من برای فرار از تنهایی به تو پناه آوردم و تو برای فرار از تن هایی!!!!!!!!!!!!!!چی بگم؟؟...
سحـــر خاتـــون
خسته شدم از این همه لبخند زورکی از این همه بهونه الکی ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم سرفه نمی کردم ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخند مو اعلام رضایت بکنم تا کسی نفهمه روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی
سحـــر خاتـــون
پسر ماهی گیر ... کوچک ترین ماهی را به دریا پس می دهد...طعم قلاب اما...در دهان ماهی ابدی ست
سحـــر خاتـــون
احساس، پول نیست که هر کجا بخواهی خرجش کنی. احساس، چشمه است، ناگاه جاری میشود...
سحـــر خاتـــون
خدايا ... بابت آن روز ... که سرت داد کشيدم ... ... ... ... متاسفم ... ... ... ... من عصباني بودم ... براي چيز هايي ... که تو ميگفتي ارزش ندارد ... و من پا فشاري مي کردم