سحـــر خاتـــون
بعضی دردها و چیزها چــــــــــــــــــــــــقدر دیدن و شنیدنش تحمل میخواد…. خالی ام از حرف…. پرم از دلتنگی!!
سحـــر خاتـــون
هرچقدرم نيشتو تا بناگوش باز كني، چشمات لو ميدن چقدر غمگيني!!
سحـــر خاتـــون
کنارت اونقدر آرومم ، که از مرگ هم نمیترسم
سحـــر خاتـــون
من هر روز و هر لحظه نگرانت مي شوم که چه مي کني !؟ پنجره ي اتاقم را باز مي کنم و فرياد مي زنم تنهاييت براي من ... غصه هايت براي من ... همه بغضها و اشکهايت براي من ... بخند برايم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صداي خنده هايت را... صداي هميشه خوب بودنت را...دلم برايت تنگ شده
سحـــر خاتـــون
گریه کنم یا نکنم...آخر ماجرا رسید...............گریه کنم یا نکنم...قصه به انتها رسید................
سحـــر خاتـــون
کفش هایم را جفت نکن...این در را هم که باز گذاشته ای برای رفتنم ... ببند ! " به سلامتت" را هم نگه دار برای کسی که قرار است برود...راحت بگویم...بدرقهء دلی آمده ای که جایی نمی رود که نمی رود که نمی رود!!!
سحـــر خاتـــون
گاهی بی هوا دلــــــــــم هوایت را میکند؛ هوای تــــــــو .... تویی که هیچگاه هوایم را نداشتی!!!
سحـــر خاتـــون
وقتی بود و نبودم.. برایت یکی است.. بهتر است نباشم؛ ولی نمیذاری....
سحـــر خاتـــون
رسیدن هم مثل نرسیدن سخت است رسیدن آداب دارد. وقتی رسیدی باید بمانی، باید بسازی باید مدام یادت باشد که چه قدر زجر کشیدی تا رسیدی
سحـــر خاتـــون
بهت راست میگم تو باور نکن
سحـــر خاتـــون
به سلامتی اونهایی که تو زندگی نمیشه هیچ جایگزینی براشون پیدا کرد....