سحـــر خاتـــون
شده تاحالا انقد کسی رو دوست داشته باشین که حاضر باشین تمام هست و نیستتونو فداش کنین؟؟تمام غرورتونو؟تا جایی که حس کنین دیگه واقعا هیچی برای ازدست دادن ندارین؟؟!شده ناخواسته دل بدین و بعد از یه مدت تیکه پاره هاشو لای آشغالا پیدا کنین؟؟
سحـــر خاتـــون
من بیدی نیستم که با این بادها بلرزم! تمام لرز و ترس من آن زمان است که به نسیمی خو کنم و دیگر نوازشش تکرار نشود ...
سحـــر خاتـــون
به بعضی ها باید گفت : " بخشش " پیشکشتان ... مراقب باشید وقت انتقام گرفتن از دیگری بقیه را قربانی نکنید ...
سحـــر خاتـــون
مـانـده ام چـگونه تـو را فـرامـوش کـنـم ! اگـر تـو را فـرامـوش کـنـم بـایـد تمامی لحظاتی را نیـز کـه بـا تـو بـوده ام فـرامـوش کنـم ! دریـا را فـرامـوش کنــم پاییز و زمستان را بــاران را برگ های خزان باغ را طعم توت فرنگی را اصلا... دنـیا را... زنـدگـی را.... و خــودم را نیــز فرامـوش کنـم ! تــو بـا همه چیـز مـن آمـیخته ای !
سحـــر خاتـــون
اگر سوادت قد بکشد می توانی چشم هایم را بخوانی و دنیا دنیا غم هایش را شاهنامه کنی!
سحـــر خاتـــون
راحت بخواب...!!! . من...!!! . هنوز...!!! . مشق گریه هایم مانده....!!!
سحـــر خاتـــون
مرا ببخش که ساده بودنم دلت را زد... مرا ببخش اگر عشق ورزیدنم چشمانت را بست...!!! می روم تا آنان که تواناترند، تو را به پوچ بودنت برسانند
سحـــر خاتـــون
يك نفر اینجا، به اندازه ی تمام یک نفر های دنیا دلش گرفته است..