سحـــر خاتـــون
بعضــی دردها مثــل "چایــی میــمونن با گــذشت "زمان "سـرد" میشن ، ولی "تلخیـش" از بین نمیره ...!
سحـــر خاتـــون
آدم از پررویی بیش از حد یه عده واااقعا کم میاره!! خدایا اینا آدمن که خلق کردی؟؟؟؟
سحـــر خاتـــون
وقتی کسی رو دوست داری...از همه دنیا میگذری...........
سحـــر خاتـــون
گاهي وقتا يادت ميره ليوان چاييت روبروت داره يخ ميکنه.. يادت ميره که سيگاره تو دستتو بايد بتکونيش... يادت ميره که بين اشک ريختنات پلک بزني... يادت ميره که شب ها براي خوابيدن بايد چشمتو ببندي... يادت ميره که وقتي تلفن زنگ ميخوره,اوني که فکر ميکني پشت خط نيست...!!!
سحـــر خاتـــون
نقطه می گذاری انتهای خط . . . و من باز می رسم سر سطر ! تو دوباره با نقطه ای تمامم می کنی . . . و من سمج تر از هزار سطر به پایان رسیده . . . شروع می کنم..... این است روزگار من......
سحـــر خاتـــون
تاحالا شده گیر کنی بین یه دوراهی مسخره که مطمئن باشی از هرراهی که بری آخرش نه آروم و خوشحال میشی نه هدفی در انتظارته؟
سحـــر خاتـــون
نوازش دستي را مي خواهــم با طعم ناز نه نيـــاز....... تني مي خواهم که روحــــم را ارضـــا کند نه جســـمم را...
سحـــر خاتـــون
نمی خواستم ناراحتت کنم اما، انگار کردم.. با دوست داشتن زیادم، با هِی ببینمت هایَم، با همیشه ببخش ها و همیشه دلَم برای تو تنگ شُده هایَم.. نمی خواستم ناراحتت کنم اما، انگار کردم.. وقتی که با شانه هایِ بالا گرفته از تو می گفتم.. وقتی که نام تو را بلند می خواندم وقتی که همیشه، هر جا، تو را به نام کوچَکت صدا می کردم.. نمی خواستم ناراحتت کنم اما، انگار کردم.. وقتی که آن همه تو را خواب دیدم.. نمی خواستم اما..
سحـــر خاتـــون
دوباره دیدن تو...واسم شده یه آرزو...
سحـــر خاتـــون
کابوس رفتنت بگو...از لحظه های من بره...چیزی بگو...اما نگو قصه ما به سررسید...
سحـــر خاتـــون
توی هر قسمت اززندگی سوزنت روی یه آهنگ گیر میکنه و باهاش کلی خاطره داری...هر آهنگی که گوش میدی توو دلت میگی: واااای اینو اون موقع با فلانی تو فلان خیابون یا توو اون مهمونی و غیره شنیدم یادش بخیر...خلاصه یه آلبوم آهنگ میتونه دفتر خاطراتی باشه برای خودش... همین الانم هنوز هیچی اتفاق نیفتاده یه آهنگ خودش پیشدستی کرده و داره خاطره ساز میشه... ناخودآگاه وقتی میشنومش نمیدونم چرا یه اشخاص خاصی میان جلوی چشمام!هنوز یه روز نگذشتـــــــــــــه!!!
سحـــر خاتـــون
میخواهم فراموش کنم فراموش شدنم را...اگر بگذارند!!!
kheyli ghashang bod azizam
14 سال و 1 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 47 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 40 دقيقه قبل