سحـــر خاتـــون
خيلي دل تنگم نمي دونم چه دردمه خستم از زندگي دليلش واضحه ولي نمي تونم بگم...
سحـــر خاتـــون
دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذاريد گريه ام را به حســاب سفرم نگـــذاريد دوست دارم که به پابوسي باران بروم آسمان گفته که پا روي پرم نگـــذاريد اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد چشمي آبي تر از آيينه گرفتارم کرد بس کنيد اين همه دل دور وبرم نگذاريد آخرين حرف من اين است،زميني نشويد فقط... از حال زمين بي خبرم نگــذاريد
سحـــر خاتـــون
چقدر دلم میخواست این جمله رو بشنوم که "عزیزم من اینجام...تنهات نمیذارم...غصه چیو میخوری؟فکرشو نکن...فراموشش کن"ولی...چی بگم؟...
سحـــر خاتـــون
کشته مرده زبون چرب و نرمی هستم که متاسفانه -یا خوشبختانه-دیگه نمیتونه منو خر کنه!!!
سحـــر خاتـــون
کاش ندونی بی قرارم....کاش اصلا دوستت نداشتم.... . اما دارم.....
سحـــر خاتـــون
در مقابل تقدیر خداوند مثل کودک یک ساله ای باش که وقتی او را به هوا می اندازند می خندد. زیرا ایمان دارد که او را خواهند گرفت.
سحـــر خاتـــون
در این ســـــــــرما بفرمــــایید یک فنجــــــــــــان خــــاطـِــره تلــــــــخ می خــــــــورید یــــــا بـــا شِکـــر دروغ شیریـــنَش کــُـنـــــم.....!
سحـــر خاتـــون
عزیزم!میگن اینجا باید جمله عاشقونه بنویسی!همه جمله های طولانی نوشتن ولی جمله من دو حرف بیشتر نیست: تو...
سحـــر خاتـــون
الکی میخندم ولی تو گلوم هنوزم حضور بغض نبودنت رو حس میکنم. ته دلم خیلی واضح تنهاییمو حس میکنم.هرروز بیشتر و شدیدتر از روز قبل...از محیط خونه بگیر تا...بیخیال...بذار عین دیوونه ها بخندم...
سحـــر خاتـــون
سرمو "توی خیال" به شونه هات تکیه میدم...
سحـــر خاتـــون
معذرت خواهیتو نمیخوام...من...روحیه قدیمم رو میخوام...اعصاب خورد شدمو میخوام...تمام عشق و احساسی رو میخوام که با تمام وجودم و بدون منت خرجت کردم...من معذرت خواهی نمیخوام...من خودتو میخوام...!
سحـــر خاتـــون
میدونی؟خیلی درد داره وقتی اصرار میکردی حرفای دلمو برات بگم و بعدش با این وضع تنهام بذاری...ثانیه به ثانیه یادت میفتم و اشک تو چشمام جمع میشه...یادته میگفتی دوست به درد اینجور وقتا میخوره؟؟؟یادته؟؟؟پس چرا بیخیالم شدی؟میدونم که اینم یادت نمیاد...پس حداقل زودتر از ذهنم خارج شو که دیگه چشمی برام نمونده از گریه!