سحـــر خاتـــون
سر درد...درد سر... سر در گم... سر گیجه... سر به هوا... چقدر " سر " به سرم میگذارند دقیقه های " سرد ... بی تو
سحـــر خاتـــون
زن که باشی دربارهات قضاوت میکنند؛ دربارهی لبخندی که بیریا نثارهراحمقی کردی! دربارهی زیباییات ... که دست خودت نبوده و نیست! دربارهی تارهای مویت که بیخیال از نگاه شکآلودهی احمقها از روسری بیرون ریختهاند! دربارهی روحت، جسمت، دربارهی تو و زن بودنت قضاوت میکنند! تو نترس و زن بمان احمقها همیشه زیادن!!!! نترس از تهمت دیوانههای شهر که اگر بترسی رفته رفته زنِ مردنما میشوی
سحـــر خاتـــون
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند ، می گویند حساسیت فصلی است ، آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم .
سحـــر خاتـــون
*دوستت دارم**عزیزم**عسلم!*...همش تکیه کلام تو بود...ومن... بی جهت به آن تکیه کرده بودم...
سحـــر خاتـــون
با دلم که درددل میکنم بهش میگم : دوره زمونه ی بدی شده ، تا زنده ای هیشکی قدر تو رو نمی دونه ... آدم باید بمیره تا عزیز بشه ... با لبخند میگه : غصه نخور ، یک روز ما هم عزیز میشیم ...
سحـــر خاتـــون
حالم این روزا بالا پایین زیاد داره...
سحـــر خاتـــون
کاش می شد فریاد زد: هیسسسسسسسسسسسس.........!!!