سحـــر خاتـــون
تو پری از قهر دیروز...من نگاهم رو به فرداست...
سحـــر خاتـــون
چی میشه که همه هستن و هیچکی نیست؟؟؟
سحـــر خاتـــون
"بچه بودم...خیلی بچه...اینقدر که معنیه بغض کردن را نمی فهمیدم!...کسی اذیتم کرده بود و من احساسه سنگینی و درده وحشتناکی را در گلویم می کردم...به مامانم گفته بودم که گلویم درد می کند!...مامانم توضیح داده بود که این گلودرد نیست و آدمها وقتی ناراحت می شوند و غصه می خورند و دلشان می خواهد که گریه کنند دچار چنین حسی می شوند...." اینا رو گفتم که بگم امشبم گلوم درد می کنه...زیاد...عمیق...سنگین..."درد" هم از آن چیزهاییست که نمی شود انگار نه انگارش کرد....
سحـــر خاتـــون
اعتقاد کااامل پیدا کردم به این جمله که آقایان هیچ وقت نباید بفهمند طرف مقابل دوستش دارد.!!
سحـــر خاتـــون
میدونی با من چی کار کردی؟؟؟میدونی عاشقم کردی؟؟؟میدونی دیوونم کردی؟؟؟میدونی به هدفت رسیدی؟؟؟میدونی تنهای تنهام؟؟؟میدونی بااینکه بهت بدی کردم و میدونم ازم دلخوری ولی فقط و فقط تو رو میخوام؟؟؟میدونی یا بلندتر داد بزنم؟؟؟...میدونی نتونستم مخفیت کنم؟میدونی هرکی قضیه دوستیمونو فهمیده گفته اگه واقعا دوستت داشت از دستت ناراحت نمیشد؟درکت میکرد و کنارت میموند؟میدونی میگن فراموشش کن ولی من میگم نمیتونم؟میزنم تو دهنشون و میگم برام عزیز تر ازاونیه که بخوام از ذهنم بیرونش کنم؟؟نمیتونی تصورشو بکنی که چقد دلبستت شدم.نمیتونی درک کنی که وقتی از عشق اولت میگفتی و من موضوعو عوض میکردم ولی تو دلم چقد غصه میخوردم که الان پس نقش من تو زندگی تو چیه؟؟خوب بود منم قیدتو میزدم؟؟خوب بود منم میگفتم خیلی بیشتر از اونی که تصورشو بکنی ازدستت ناراحت شدم؟؟منم بگم نمیتونم ببخشید؟؟؟؟؟؟
سحـــر خاتـــون
چرا باید بیای و عادت بدی و دیوونه کنی و دلمو ببری...آخرش به همین راحتی...به همـــــین راحتــــــــــی........بیخیال بشی...جوری که انگار از اول وجود نداشتم؟؟؟.........نذار فکر کنم از عشق و دوست داشتن فقط حرف زدنشو بلد بودی...چندتا جمله که از بر کرده بودی...
سحـــر خاتـــون
به سلامتی اونی كه واسه رفتنش گریه كردیم ! رفت واسه دوستاش تعریف كرد... خندیدن!!!
سحـــر خاتـــون
هر چه خواستم از تو بگذرم از همه چیز گذشتم جز تو ، هر چه خواستم فراموشت کنم همه را فراموش کردم جز تو ، هر چه خواستم به خودم بگویم هیچگاه ندیدم تو را ، چشمهایم را بستم و باز هم دیدم تو را ، هر چه خواستم دلم را آرام کنم ، آرام نشد دلم و بیشتر بهانه تو را گرفت ، هر چه خواستم بگویم بی خیال ، بی خیالت نشدم و به خیالت تا جایی که فکرش هم نمی کنی رفتم… میخواستم با تنهایی کنار بیایم ، دلم با تنهایی کنار نیامد ، میخواستم دلم را راضی کنم ، یاد تو باز هم به سراغم آمد ، میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با من راه نیامد … بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ، هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست
سحـــر خاتـــون
دیشب خوابتو دیدم...نیستی که برات تعریفش کنم...