سحـــر خاتـــون
وقتی شونه هات غریبست...بذار آسمون بباره...بذار دنیا زیر و رو شه .اسه من فرقی نداره...
سحـــر خاتـــون
دوستي را كه چشم انتخاب كند، ممكن است محبوب دل نشود.... ولي آنرا كه "دل" انتخاب کند، بي گمان "نور چشم" خواهد شد
سحـــر خاتـــون
گاه دلتنگ میشوم دلتنگ تر از همه دلتنگها گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرت ها را و محاکمه میکنم وجدانم را.
من کدام قلب را شکستم و کدام احساس را له کردم و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که این چنین دلتنگم
سحـــر خاتـــون
آدم مست باشه اما پست نباشه آدم سرکار باشه اما سربار نباشه آدم بیکار باشه اما بی عار نباشه آدم بی کس باشه اما ناکس نباشه آدم بی صفا باشه اما بی وفا نباشه ... ... آدم دلتنگ باشه اما دل سنگ نباشه خلاصه کنم.... آدم مرد نباشه اما نامرد هم نباشه!
سحـــر خاتـــون
نمے خواهـــــــــــــمـ بعد از مرگمـ به احتراممـ یک دقیقهـ سکوت کنے اکنـــــــــــــون کهـ زبانـــــــــــــت نیش دارد دهــــــــــــنت را ببند !
سحـــر خاتـــون
من از جمع معذرت میخوام...از دوستای خوبم خیییلی معذرت میخوام...این مدت انقد فشار عصبی داشتم که دیگه دارم دیوونه میشم...یه اتفاقایی برام افتاد که درسته باعث ناراحتی و مریضیم شد ولی حداقلش یه فایده کوچولو داشت برام...اونم اینکه فهمیدم باید با هرکسی به اندازه لیاقت و شخصیت خودش باهاش رفتار کنم...زیادی به روی یه عده خندیدم فکر کردن خبریه!!!من بازم معذرت میخوام...حرفایی بود که باید میزدم...
سحـــر خاتـــون
به جا ن عزيزت وقتي از تو پرم!!! نمي توانم از تو نگويم ،با تو... از عشق.... از باران... در سكوت، تنها با تو حرف مي زنم/در تاريكي اتاق به تويي كه در قاب پنجره ي ذهنم ايستاده اي خيره مي شوم......! حتي همين قاب شكسته كه دريا را تا نزديكيه لمس مي آورد تويي كه در ساحل ذهنم قدم مي زني و اين ،ردگامهاي توست بر ماسه هاي خيالم!!! ميخندم نه به تو،به اين خيال لعنتي!!! خيلي دلم براي تو تنگ شده نه اينكه نديده باشمت نه !!! حتي خيال تو را در آغوش ميكشم ولي...!؟
سحـــر خاتـــون
دلم گرفته از زمین و زمان. دلم گرفته... . خنجرکی که برسینه ام خورده و مرهمش نوش دارو ست و پادشاه کیکاووس. من از نزدیک خورده ام، من مرده ام وهیچ کسی نیست که بداند و درک کند. من نه شادم و نه خوشحال. من نه سبز و نه خرم. من نه آنم و نه این. و من هیچم و هیچ من.
سحـــر خاتـــون
خدا می خواست امتحانم کند. ولی خداجون امتحانت خیلی سخت بود...خیلی سخت... . دلم گرفته ازاین رویای غمگین وسرد. از رویایی که آدمهای تو اجازه ام نمی دهند که بگویم. رویایی که غمگین شده است ومن توانایی گرمی بخشش را ندارم. رویایی که شبم را رنگین می کرد. دلم گرفته، ازآسمان، که دیگر برایم نمی بارد. آن وقتها وقتی دلم می گرفت باران می بارید ومن زیرباران قدم میزدم، زمانی می شد که باهم می خندیدیم. ولی انگار حالا همه با من قهراند و همه فکر می کنند من قهرم. دیگر حوصله هیچ چیز را ندارم. من نه از سنگم. قلبم از نرم نرمک میپژمرد و هیچ کسی نیست که دراین سرزمین مرا یاد کند. تنم سخت است و دلم ... .