سحـــر خاتـــون
گفته بودي، از غرورم، از سکوتم، خسته اي من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام به خاموشي مغرورانه ات
شکستي تو مرا
سحـــر خاتـــون
این روزها دلم زیاد میگیرد... نمی دانم تنگ است یا هوای کسی را دارد... هرچه هست حس زیبایی است ... با این فصل میخواند...
سحـــر خاتـــون
من قصد مردن ندارم! عاشقي اين نيست كه براي هم بميريم ... مگر قرارمان خوشبختي نيست ...؟! ... زنده ماندن ، اولين شرط آن است ...!
سحـــر خاتـــون
تو هم می دونی چقدر سخته آدم نتونه حرف دلش رو بزنه .. حرف ها همش نا گفته بمونه .. بگه "مــــن " و ساکت بمونه .. بگه " تـــــو " گریه کنه !
سحـــر خاتـــون
برهنه ات مي کنند تا بهتر شکسته شوي ...
نترس گردوي کوچک !
آنچه سياه مي شود روي تو نيست، دست آنهاست . . ...
سحـــر خاتـــون
آدم است دیگر...هر چقدر هم قوی و مستقل باشد ، گاهی دلش می خواهد به یکی تکیه کند .. گاهی دلش یک آغوش بی دغدغه میخواهـــــد .. گاهی میخواهد یکی دلتنگش شود ، ... یکی باشد که نگرانش شود ، عزیزم صدایش بزند .. آدم است دیگر
سحـــر خاتـــون
من چه می دانستم دل هر کس دل نیست.
سحـــر خاتـــون
رسیدن هم مثل نرسیدن سخت است رسیدن آداب دارد. وقتی رسیدی باید بمانی، باید بسازی باید مدام یادت باشد که چه قدر زجر کشیدی تا رسیدی ... که آرزویت بوده برسی . وقتی رسیدی باید حواست باشد تمام نشوی
سحـــر خاتـــون
ازآدمها بگذر دلت را گندهتر کن... ناراحت این نباش که چرا جادهی رفاقت با تو همی...شه یکطرفه است.... مهم نیست اگر همیشه یکطرفهای.... شاد باش که چیزی کم نگذاشتهای و بدهکار خودت و رفاقتت نیستی..
سحـــر خاتـــون
آدمها دیگر خودشان هم از عهدۀ فهمیدن آن چیزی که پشت صورتشان پنهان کرده اند، برنمی آیند، چه رسد به من تو.