سحـــر خاتـــون
من از تو در گریز و تو...چرا همیشه با منی؟؟...
سحـــر خاتـــون
باد می وزد در میان برگ ها... چونان هرم نفس های تو در میان موهایم...
سحـــر خاتـــون
هر بار به این قصد می آیم که : تمامش می کنم ... هر بار مصمم تر از همیشه می آیم ... و هربار در بازگشت ، گامهایم لرزان تر از بار قبل است . کدام جادوی نهفته در چشمانت، دست و پای دلم را می بندد ؟!
سحـــر خاتـــون
دلم پرواز می خواهد دلم با تو پریدن در هوای باز می خواهد دلم آواز می خواهد دلم از تو سرودن با صدای ساز می خواهد دلم بی رنگ و بی روح است ... دلم نقاشی یک قلب پر احساس می خواهد . . .!!!
سحـــر خاتـــون
دیشب اولین باری نبود که لبانم را میبوسید . . . . ... ... . . . . . . . . . . . . اشکم رو میگم
سحـــر خاتـــون
خداوندا... مرا از" من" رها کن ...که هیچکس به اندازه ی" من "مرا اذیت نکرد...
سحـــر خاتـــون
درد دارد ... وقتي همه چيز را مي داني ... و فکر مي کنند نمي داني ... و غصه مي خوري که مي داني ... و مي خندند که نمي داني ...
سحـــر خاتـــون
تنهایی یعنی...
هیشکی نباشه که بهت بگه دو دقیقه از پای اون کامپیوتر بلند شو بیا بشین پیش من...