سحـــر خاتـــون
راحت بخواب...!!! . من...!!! . هنوز...!!! . مشق گریه هایم مانده....!!!
سحـــر خاتـــون
خط زدن بر من پايان من نيست..............
سحـــر خاتـــون
مرا ببخش که ساده بودنم دلت را زد... مرا ببخش اگر عشق ورزیدنم چشمانت را بست...!!! می روم تا آنان که تواناترند، تو را به پوچ بودنت برسانند
سحـــر خاتـــون
چه غریب ماندی ای دل؛ نه غمی نه غمگساری نه به انتظار ِ یاری نه ز ِ یار انتظاری.................
سحـــر خاتـــون
بعضي از آدم ها چون خودشان قد نمي کشند، زير پاي ديگران را خالي مي کنند تا لااقل آنها را هم قد خودشان کنند...
سحـــر خاتـــون
از روزی که راه ها رو به تو نیست روبه راه نیستم ... ! این روزها روزهای من نیست............
سحـــر خاتـــون
شاید یک روزی دوباره برگردی، اما من دیگر، تکرار نمیشوم.!!!
سحـــر خاتـــون
گریان شده همچون دخترکی لجباز پا به زمین می کوبد ... تو را می خواهد تمام ِتـــــو را ... دلــــــــــــم
سحـــر خاتـــون
يك نفر اینجا، به اندازه ی تمام یک نفر های دنیا دلش گرفته است..
سحـــر خاتـــون
کوتاهی زمان را وقتی فهمیدم که در کنارت بودم و طولانی بودن آنرا وقتی فهمیدم که در انتظارت بودم.... حالا که دلتنگتم زمان ایستاده
سحـــر خاتـــون
گاهی اوقات به دیوانه بازی هایم که اندیشه میکنم... ..... خاطراتم را که تکرار می کنم...! لحظه ای شک پرم می کند که نکند تو اصلا وجود خارجی نداشتی....!!!! ... نکند باز تاب تخیلاتم باشی که من درش معوج و معلق شده ام....!!! ... نکند از اول همه چیز رقص سایه های موجودی خیالی بوده .... که نقشش کنده شده رو پشت بام زندگیم .............................و سقف دلم را سنگین کرده......!!!! .... نکند که آمدنت یک رویای شیرین بود...!! ... یک خواب سبک ..... ... یک چرت بعد ازظهر......!!!!! .... و رفتنت یک کابوس شبانه تکراری و تلخ که هر شب را باهاش صبح میکنم...!!!!!!
سحـــر خاتـــون
یه روز که خیلی دیره!...بالاخره میفهمی که...مشکل از آدم ها نیست!...مشکل از دل توئه که یه عمر واسه اونایی تنگ شد که نمیدونستن تو حتی دل داری!...یا میدونستن و خودشون رو زدن به کوچه ی علی چپ!!!!!!!!...(واقعا برای خودم متاسفم...)
سحـــر خاتـــون
واقعیتی این روز ها ازارم میدهد.. مرده یا زنده ات دیگر برایم فرقی نمیکند ! دیگر برنگرد عجیب سنگدل شده ام میترسم بیایی و اینبار من خودم نابودت کنم ..