دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سحـــر خاتـــون

بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن بزن تا اشک چشمانم ، در آمیزند با دیدن ... بزن بر... درباره »
سحـــر خاتـــون
زن - مجرد
امتیاز: 5891

دنبال‌شدگان

(1002 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(874 کاربر)

گروه‌ها

(102 گروه)

بازدید

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

من دزدکی نگاهت می کنم تو ... نگاهت را از من می دزدی هر دو دزدیم! نه؟

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

منو گفت هرچه بود گذشت به گریه گفتمش آری چه زود گذشت بهار بود عشق بود تو بودی امید ... بهار رفت..تورفتی..من ماندم تنها چه زود گذشت....

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

کاش خدا جای ِ دندان عقل، به انسان دندان معرفت می داد..

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم... من میتوانم!میشود،ارام تلقین میکنم... حالم نه،اصلا خوب نیست!تا بعد بهتر میشود.. .فکری برای این دل ارامو غمگین میکنم.. من میپذیرم رفته ای و بر نمیگردی همین! ... خود را برای درک این صدبار تحسین میکنم... کم کم ز یادم میروی!این روزگار و رسم اوست... این جمله را با تلخی اش صدبار تضمین میکنم.

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

دلیل بودنم اینه که بودن با تو شیرینه چشمام درگیر چشمات چشات مارو نمیبینه ببین حال دلم خوش نیست یه چیزی بی تو کم دارم نه میتونم بگم باشی نه از تو چشم بر دارم.....

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دخترا تیکه مینداخت . یه بار دخترا تصمیم میگیرن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون . قضیه به گوش استاد میرسه جلسه بعد یکم دیر میاد سر کلاس میگه از انقلاب داشتم میومدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده رفتم جلو پرسیدم گفتن با کارت دانشجویی شوهر میدن! دخترا پا میشن برن بیرون استاده میگه کجا میرید وقتش تموم شد تا ساعت 10 بود!

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

کنون به گوش من دوباره می رسد صدای تو صدای بال برفی فرشتگان نگاه کن که من کجا رسیده ام به کهکشان به بیکران به جاودان ...کنون که آمدیم تا به اوجها مرا بشوی با شراب موجها مرا بپیچ در حریر بوسه ات مرا بخواه در شبان دیر پا مرا دگر رها مکن مرا از این ستاره ها جدا مکن فروغ فرخزاد*

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پرازیاد خدا و در آن باغ کسی می خواند که خدا هست ، دگر غصه چرا؟!

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

خدا، آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا، زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را، یکی همچون نسیم دشت می گوید : «کنارت هستم ای تنها!!!»

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

امواج را نمي تواني متوقف كني ، ولي ميتواني موج سواري ياد بگيري

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

قلب من در شهر چشمان تو جا مانده ...... قدر يک شب هم شده از آن پرستاري بکن

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

خدایا ؟ میخواهی دنیا را پر از ایوب کنی؟ !...بس کن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

بی همه گان به سر شود ... " و من, خیلی نگران شده امـ ... چـــــــــون دیـگر دارد بی تو هم به سر می شـود انگار!

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

اشکهایم ؛ شبیه تو شده اند ! می گریَم ، اما ..... نمی آیند ... !!!

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

رفتی... رفته ای... می روی... ـ باز ـ خواهی رفت... با اینهمه رفتن ...اما از ذهن من یک قدم هم دور نشده ای!!

این ارسال را بازنشر کرده است.