سحـــر خاتـــون
بعضی وقتا دلمو خوش میکنم به این که... "بهار ما هم بالاخره میرسه" اما بعدش به خودم میگم : "دیوونه مگه تو عاشق پاییز نیستی ؟
سحـــر خاتـــون
درست است كه،دروغ گفتن هميشه بد است ولي بدتر از آن دروغگوئي به کسی است که تو را راستگو می پندارد .....!!!
سحـــر خاتـــون
خدا خبر داری که شوخی شوخی داریم پیر میشیم؟ قرار نیست مارو یه خورده به آرزو هامون برسونی؟ خیلی جدی دارم میگم ...این قرارمون نبود ببینم اصلاً بنده ی آرزو به دل به چه دردت می خوره؟
سحـــر خاتـــون
دفتر شعرهایم را سفید میگذارم بی تو بودن نوشتن ندارد.... درد دارد....
سحـــر خاتـــون
آنقـدر نفس میکشم
تا تمـام شـود
!...همه ی آن هوایـی که سراغ تو را میگیـرد
سحـــر خاتـــون
خیلی سخته عاشق باشی و نتونی عشقتو فریاد بزنی.
سحـــر خاتـــون
آتشی در سینه دارم جاودانی
سحـــر خاتـــون
وقتی قرار نیست برگردی ، پلهای پشت سرت را خراب کن ... مبادا وسوسه ام کنند دنبالت بیایم..............!
سحـــر خاتـــون
خیلی ها نفرین میکنن … تلافی میکنن… اما نه … نفرین من … الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره … تلافی من …. میرم تا به اون برسی … سره راهت نباشم … راستی … قد من دوست داره …
سحـــر خاتـــون
به تو سپرده بودمش ، با هزار و یک امید …. وحالا برای هزار و یکمین بار دلم را می برم تا شکستگی اش را گچ بگیرند !!!
سحـــر خاتـــون
باز هم مثل همیشه که تنها میشوم ... دیوار اتاق پناهم میدهد ... بی پناه که باشی قدر دیوار را میدانی...
سحـــر خاتـــون
گریه شاید زبان ضعف باشد شاید خیلی کودکانه شاید بی غرور... اما هر وقت گونه هایم خیس می شود ؛ می فهمم نه ضعیفـم !!! ...نه یک کودکـم !!! بلکه پر از احساسم...
سحـــر خاتـــون
دلم سفر مي خواهد ! نه براي رسيدن به جايي ! فقط بخاطر رفتن ! همين !