سحـــر خاتـــون
چشماتُ هَم بذار ! رفيق ! بيا تا بچّهگي کنيم !
بيا که تو قصّههاي کارتوني زندهگي کنيم !
سحـــر خاتـــون
عشق زیباست به زیبایی نیلوفری در
مرداب
فاصله عشق ونفرت به ضخامت
برگ نیلوفریست
سحـــر خاتـــون
آسمان نیستم
که هـر پرنده را
سهمی از من
باشد...
.........من
آن پرنده ام
که سهم آسمانش را
از چشمان تو
می خواهد
سحـــر خاتـــون
کمی زود بود ولی
.
.
.
.
....
.
.
دعایت گرفت مادربزرگ
پیر شدم..
سحـــر خاتـــون
گاهي شايد لازم باشه از ياد ببريم ..... . !
ياد آنهايي را كه با نبودنشان بودنمان را به بازي گرفتند ....... !!!!!
سحـــر خاتـــون
تو که دلواپسم میشی همه دلواپسیم میره
سحـــر خاتـــون
کمی از غصه هایم یاد بگیر که وقتی بودی با فکر رفتنت و وقتی رفتی با فکر بر نگشتنت همراه من ماند
سحـــر خاتـــون
من تنهایم و آنقدر در دل غصه دارم که کمرنگ شده ام. سکوت کن...چند لحظه سکوت کن ! صدای دلتنگی هایم را شنیدی .....؟
سحـــر خاتـــون
بعضی وقت ها چیزي می نویسی فقط براي یك نـــــــــــفر،اما ذوقت كور می شود وقتی یادت می افتد كه هركسی ممكن اســـــــــت بخواند جـــــــــــز آن یك نفر.....
سحـــر خاتـــون
یادش را با هزار بهانه به خاک میسپارم ...
مسیح میشود دلم ...
و دوباره زنده اش میکند !!!
......
دل را هم به صلیب باید کشید ...
سحـــر خاتـــون
چهل سال بعد یا مرده ام که هیچ و یا نم نمای باران که به صورتم برسد دلم هوای تو را خواهد کرد
سحـــر خاتـــون
بگذار همانطور که هستیم بمانیم
نه تو بیا
و نه من امیدوار به راه آمدنت بنشینم!
می دانی چیست؟!
بهتر هست زخم کهنه ی بی تو بودنم
...سر بسته بماند!
و الا
شهر را "عفونت دلتنگی" بر میدارد!!