سحـــر خاتـــون
همه ما راحت حرف می زنیم؛ ولی نوشتن برای بیشتر ما سخت است. اما تو بنویس تا یادت بماند که نوشته ها، رد پای عبور است. فردا که برگردی و نوشته های را بخوانی. به یاد می آوری که از کجا رد شده و چطور قد کشیده ای.
سحـــر خاتـــون
هر بلایی سرم اومد ، همه زجری که کشیدم...همه رو به جون خریدم ، ولی از تو نبریدم...............
سحـــر خاتـــون
يك بار زندگي مي كنيم و تنها در زمان زيستِ خود مي توانيم آن را بنگاريم. خط خوردگي ها، زخم هاي زندگي است كه پابرجا خواهد ماند.
سحـــر خاتـــون
چرا؟؟؟ من دوستــــت دارم...تو دوستــــــش داری!!!... اون دوستـشـــــــون داره........چرا؟؟؟؟؟؟؟
سحـــر خاتـــون
وقــتی، دلــتنگ تـــو می شــوم... وقـــتی، عطـــر تنت را می خــواهـــم... مـــن به باد هـــم التمـــاس می کنـــم؛ خـــــدا کـــه جـــای خـــود دارد!!!
سحـــر خاتـــون
گوشم کر شد از این همهمه سکوتم!!!
سحـــر خاتـــون
دیگر آن عاشقانه ترین غزل ها و شکوه آمیزترین کلماتی که برای چشمان تو از لبانم سرازیر بود ........ خاموش شده است... دیگر شوق چشمانم برای دزدیده نگاه کردن به چشمانت حتی به نیم نگاهی باز نمیشود.......... دیگر شراب سرخی که چشمانت به نگاه من می ریخت مستم نمیکند................. دیگر شوقی برای سروده شدن ندارند آنهمه غزلهای بی تاب از حسرت تو........... و....من ساکت میمانم....اما تا به کی؟.....
سحـــر خاتـــون
یادش بخیر قدیما... اون وقتا "سحرم" بودم و الان شدم "سحر"... اون وقتا یه "عزیزم" ادامه اسمم میومد...الان نه...اون قدیما وقتی میگفتم دوستت دارم بعدش حداقل یه "منم همینطور" میشنیدم...ولی الان...............یعنی بازم باید سکوت کنم؟؟؟؟