سحـــر خاتـــون
"بچه بودم...خیلی بچه...اینقدر که معنیه بغض کردن را نمی فهمیدم!...کسی اذیتم کرده بود و من احساسه سنگینی و درده وحشتناکی را در گلویم می کردم...به مامانم گفته بودم که گلویم درد می کند!...مامانم توضیح داده بود که این گلودرد نیست و آدمها وقتی ناراحت می شوند و غصه می خورند و دلشان می خواهد که گریه کنند دچار چنین حسی می شوند...." اینا رو گفتم که بگم امشبم گلوم درد می کنه...زیاد...عمیق...سنگین..."درد" هم از آن چیزهاییست که نمی شود انگار نه انگارش کرد....
سحـــر خاتـــون
تنها خواهشم اینه که بیای اینجا و حرفامو بخونی...قضاوت با خودت!دلم میخواد ببینی باهام چیکار کردی!امیدوارم این کارو بکنی!شاید برای آخرین بار!آخرین خواهش...شایــــــد!!!...
سحـــر خاتـــون
دیگه حرفی واسه گفتن یا نوشتن نمونده!دیگه حتی نایی برای نفس کشیدن ندارم.فقط اینو میگم که داغونم کردی!از دستت ناراحت نیستم.از دست خودم ناراحتم که چرا باید دستی دستی با طناب پاره خودم برم تو چاه!تو هم وایسی بالا سرم و بهم هرهر بخندی!خیالت راحت!تونستی تلافی و انتقام ناراحتیاتو سرم دربیاری!خیلی عالی کارتو کردی!منم خر!احمق!چقدر خنگ بودم و هستم!دوستم نداشتی!ازهمون اول اینو میدونستم!ولی آدم وقتی عاشق میشه عقل و مغزش تعطیل میشه!کور میشه!نه ببخشید!خودشو میزنه به کور بودن!میزنه به خریت!منم که پایه!میخواد باورت بشه یا نه!ولی با همه بی معرفتیت هنوزم دوستت دارم!با افتخار هم اعلام میکنم!چشم هرکی نمیتونه ببینه دربیاد!!!!!چی کار کنم دیگه!...
سحـــر خاتـــون
بعضی وقتا یه دفعه همه با هم تنهات میذارن!!دم همه دوستای با مرامی که به جای یه کمک کوچولو یا حداقل عوض کردن حال و هوات مسخرت میکنن و بهت دری وری میگن گرم!!!نه دیگه بهتون نیازی دارم نه کمک فکری ازتون میخوام نه میخوام دیگه ببینمتون!شماهایی که خیلی ادعا دارین!آره با خودتم!خود خودت!امیدوارم به حال من بیفتی یه کم به هم بریزی تا بفهمی دل شکستن صدا نداره ولی درد زیادی داره!
سحـــر خاتـــون
نگام به سنگفرش پیاده روهای ولیعصر...تنهام...چشمام خیس اشکه...هرکی ازکنارم رد میشه یه جوری نگام میکنه...چیه؟؟آدم تنها و داغون ندیدین؟به کارتون برسین.دست عشقتونو محکم تر بگیرین و زودتر از جلوی چشمم دور شین!!...نمیتونم خوب نفس بکشم.یه چیزی گیر کرده تو گلوم و انگار که هی داره بزرگتر میشه!داره از چشمام میریزه بیرون!گونه های خیسم سرخ شدن از خنکی هوا...دلم میخواست الان پیشم بودی!به دونفره های کنجکاوی که از کنارم رد میشن حسودیم میشه!حیرون و بی هدف قدم میزنم.میرم...میرم ...میرم...هوا دیگه تاریک شده.باز داره شب میشه و من حالم بدتر میشه!دلم با صدای بلندتری داره اسمتو فریاد میزنه...میشنوی؟؟؟
سحـــر خاتـــون
کاشکی حداقل جرئت خودکشی اینترنتی داشتم...
سحـــر خاتـــون
گاهی صبحا با این احساس بیدار میشی که دوست داری برای ابد توی تخت بمونی، بخوابی و به هیچچیز فکر نکنی.گاهی دوست داری اصلا شب نشه.خوابت نگیره.فقط بری زیر پتو و تا خود صبح گریه کنی.
سحـــر خاتـــون
هیچ چیز بیشتر و بدتر از این مغز استخوان آدمو نمی سوزونه که: اطرافیانت بهت بگن: اگه ...دوستت داشت نمیرفت
سحـــر خاتـــون
اعتقاد کااامل پیدا کردم به این جمله که آقایان هیچ وقت نباید بفهمند طرف مقابل دوستش دارد.!!
سحـــر خاتـــون
اولین و آخرین پسری که بخوام جلوش زانو بزنم . . . پسرم خواهد بود! . اون هم برای بستن بند کفشاش
سحـــر خاتـــون
من مثل یه پروانه همش دورو برت بودم مثل سایه ات تو تنهاییت همه اش پشت سرت بودم به آتیش می کشم هر جا که می بینم ازم دوری هنوز پشت سرت هستم مثل سابق همونجوری از این دنیای بی احساس یه روز حقت رو می گیرم چه فایده وقتی می دونم یه روز از یاد تو می رم هنوزم مثل اون روزا هواتو دارمو بازم امیدی که بهت دارم به این زودی نمی بازم
سحـــر خاتـــون
بسلامتی جای ریمل روی شونه.. که با جای رژلب روی یقه تفاوتش اندازه یه دنیا غمه....
سحـــر خاتـــون
شده تاحالا انقد کسی رو دوست داشته باشین که حاضر باشین تمام هست و نیستتونو فداش کنین؟؟تمام غرورتونو؟تا جایی که حس کنین دیگه واقعا هیچی برای ازدست دادن ندارین؟؟!شده ناخواسته دل بدین و بعد از یه مدت تیکه پاره هاشو لای آشغالا پیدا کنین؟؟