سحـــر خاتـــون
من ...
همدردِ توام !
فریاد کن سکوتی را که در گلویِ دلم گیر کرده است ...
برایِ ما شدن دستم را بگیر
... من از "من" ماندن می ترسم ...!
سحـــر خاتـــون
اگه عکساتو دور نمیریزم واسه این نیس که هنوز میخوامت واسه این نیس که هنوز به یادتم واسه اینه که قیافت از یادم نره تا اگه یه جایی دوباره دیدمت ... اینبار بهت پشت کنم دیگه نگم این با بقیه فرق داره نه، مثه بقیه ست دلیل میخواستی؟ اینم دلیلش
سحـــر خاتـــون
وقتي
در سرزمين دلت، جايي نداشته باشم
چه فرقي ميكند
كجا باشم.
سحـــر خاتـــون
تنهایی یعنی...
هیشکی نباشه که بهت بگه دو دقیقه از پای اون کامپیوتر بلند شو بیا بشین پیش من...
سحـــر خاتـــون
چقدر تازگی دارد برایم ... روزهایی که به امید آمدن کسی دلخوش نیستم ؛ و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمی شوم ! بی کسی هم عالمی دارد ...!!
سحـــر خاتـــون
دیشب توی خوابم باز تو رو دیدم صدات زدم اما تو رفتی از خواب پریدم کاش می شد بخوابم و صبح تو باشی کنارم فقط بگو چرا مگه دوستم نداشتی من که کاری نکردم چرا تنهام گذاشتی.دارم دیونه میشم از تکرار این سوال فقط به من بگو چرا
سحـــر خاتـــون
با یه مشت خاطره های خوب و بد مگه میشه تا ابد زندگی کرد؟همه جا اشکم سرازیره و دل از زندگی سیره انگار این روزها دل داره میمیره و میره پی کارش.صدات مونده نمیره از تو گوشم نگات مونده که برده عقل و هوشم خودت نیستی ولی یادت باهامه رفیق گریه هامو غصه هامه.
سحـــر خاتـــون
هر روز که می گذرد خشتی روی بلندای تنهاییم میگذارم. عجیب اینروزها با "دیوار چین" رقابت میکند...