سحـــر خاتـــون
رگ احساسم را میزنم!
بگذار جانم
همپایِ "تو"
از تنم برود...
سحـــر خاتـــون
بعضی موقع ها،بعضی شب ها،آدم یک دفعه دلش میگیره،انگاری کله دنیا رو سرت خراب میشه،حالا به این حال دل تنگی هم اضافه کنید به همراه پریشانی،میتونید بفهمید که چه حسی میتونه آدم داشته باشه تو اون لحظه..ولی خدا جون بابت همین هم ممنون
سحـــر خاتـــون
دل است دیگر
خسته ميشود
بی حوصله میشود
از روزگار از آدمها از خودش از اين قابها
از اثبات از توضيح
...از کلماتی که رابطه ها را به گند میکشد
از اين همه مهربانی كردن و نا مهربانی دیدن
از سنگ صبور بودن و آخر هم مُهر سنگ بودن خوردن
از زهر حرف هایی
که تا آخر عمر آدم را می آزارد
سحـــر خاتـــون
نـــــه نـــــام . . .!! نـــــه چــــــــهره . . .!! نـــــه اثر انگـــــشت . . .!! آدم ها را از طرز " آه " کشيدن شان بشناسيد...!!
سحـــر خاتـــون
تموم شهر خوابیدن...من از فکر تو بیدارم...یه روز میفهمی از چشمام چه احساسی به تو دارم..................
سحـــر خاتـــون
دلیل اینکه تنهایی...همین دستای تنهامه...همین دنیای تاریکم...همین تردید چشمامه...
سحـــر خاتـــون
میخوام مثل قدیما مثل سابق...یه وقتایی یکی با من بخنده...یکی باشه که دستامو بگیره...یکی باشه که زخمامو ببنده...
سحـــر خاتـــون
میدیدم دارم از چشمات میفتم...مدارا کردم و چیزی نگفتم...
سحـــر خاتـــون
اگه یکی باشه منو بفهمه...براش غرورمو به هم میزنم...گریه که سهله...زیر چتر شونش تا آخر دنیا قدم میزنم...