سحـــر خاتـــون
بعضی وقتا که میای...سر روی شونم میذاری...تموم غصه ها رو از دل من برمیداری...اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره...وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره...
سحـــر خاتـــون
دلم تنگ است دلم براي دستهاي تو تنگ شده دلم براي آغوش تو تنگ شده دلم براي بوسه هاي تو تنگ شده دلم براي رويايي كه تو را داشت تنگ شده دلم برايت تنگ شده ...
سحـــر خاتـــون
دست دراز می کنم به سوی تو و از تو می خواهم. خسته و وامانده دست شسته از همه چیز و همه کس همه کس همه کس نه نمی توانی مرا رد کنی نمی توانی به من بگویی نمی شود. چون من به جز تو کسی ندارم. به جز تو چه کسی می تواند به من پاسخ دهد اصلا من چه کس دیگری را می شناسم.
سحـــر خاتـــون
دفعه پيش كه در كوچه پس كوچه هاي زندگي گم شده بودم با خودم عهد كرده بودم كه اگر بيابمت رهايت نخواهم كرد. گفته بودم دستهايت را محكم مي گيرم و هر كجا كه بروي مي آيم هر كجا كه با شي خواهم بود. هر كه را دوست بداري دوست خواهم داشت و هر كه را دشمن بداري دشمن. اما نمي دانم نمي دانم كجاي قصه از دستان تو جا ماندم. نمي دانم در كدام لحظه حيات جاي پا ها يت را گم كردم. حالا هي مي گردم هي مي گردم اما پيدايت نمي كنم. مي دانم كه مي داني چه سخت است نداشتن تو نه حتي دور بودن از تو مي شود يك لطفي در حقم بكني ؟؟ مي شود تو پيدايم كني؟ اصلا مي شود اينبار تو دستم را رها نكني؟ مي دانم خواسته زيادي است اما مي شود ...... من آنقدر شيطان و بازيگوشم كه حواسم به هيچ چيز نيست مي شود تو حواست به من باشد؟ راستش فكر مي كنم سر به مهرترين آدمها هم اگر تو نگاهشان نداري با نيروي گريز از مركز انسان بودن به دوردست ها پرتاب مي شوند. مي شود.؟؟؟
سحـــر خاتـــون
چند روزه دارم فکر میکنم که چرا رویا دیگه رویا نیست. چند روزه دارم به خودم نگاه میکنم و دنبال یه راه چاره می گردم. چند روزه که دلم هوای اینجا و اون رویا رو کرده. چند روزه دلم برای خودم تنگ شده. راستشو بگم دلم برای بعضیا هم تنگ شده. حالا چه فرقی میکنه شاید این چند روز بیشتر از چند روز طول کشیده باشه.
سحـــر خاتـــون
خدا دلم گر م خداوندی است که با دستان من گندم برای یاکریم خانه می ریزد. چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که می خواند مرا با آنکه می داند گنهکارم!! دلم گرم است می دانم بدون لطف او تنهای تنهایم. تو ای زیباترین ای دوست برایت من خدارا آرزو دارم برایت عاشقی را آرزو دارم. دلم گرم خداوندی است....
سحـــر خاتـــون
نه چتر میخوام نه کاپشن...اون آغوشی رو میخوام که ازم دریغ کردی...
سحـــر خاتـــون
عید قربان امسال روز قربانی کردن من بود...
سحـــر خاتـــون
هوا...هوای گریه...دلم میخواست الان تنها بودم...میرفتم تو حیاط و تا جون داشتم گریه میکردم...
سحـــر خاتـــون
هوای امروز اما...هوای تنهایی...
سحـــر خاتـــون
هوا...هوای یادآوری خاطرات آخرین دیدار...