کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
دوس دارم همینطور ندید پدید بمونم یه خرمن خشک منتظر یه شرر نگاه،سوختن خاکستر شدن و تولد دوباره چرخه ای که ناگزیر ادامه داره
کوه یخ
تـــو را دوست میدارم . . . چه فـرق مى کند که چـــــــــــــــرا ! ؟ یــــــــــــا از چــــــــــــه وقـت! یـا چطـور شـد که . . .! چه فـــــــــــــــرق میکـند ؟! وقتى تــو بـایـد بــــــــــــــاور کنـى . . . که نمـى کـــــــــنى !! و من بــایـد فـرامـــــــــوش کــنم . . . کـه نمـــــى کـــــنم !!!
کوه یخ
بیاو... آمدنت را نوید ده که سالهاست چشمانم پنجره را می شوید
کوه یخ
تلفن َت بوق اشغال میزند ... ؛ گوشی را بد گذاشته ای یا دلت را. . .؟
کوه یخ
دیکتاتوری برای خودت وقتی که تو تنها در یک نگاه دنیایم را تسخیر کرده ای