کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
پسره استاتوس گذاشته"جیگرم با جیگرت دو تا میشه،جیگرتو موش نخوره،جیگرم تنها میشه" دوستان من میرم راهیان نور ثبت نام کنم
کوه یخ
من همه بار تقصیرو بدوش تو میزارم و اینطوری خودمو اروم میکنم عزیزم تو چی میکشی
کوه یخ
خدا بگم چکارت کنه که روز عید باید چشام از یادت تر شه
کوه یخ
روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند، او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت اورا نیش زد. مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد. رهگذری او را دید و پرسید: برای چه عقربی را که نیش میزند نجات میدهی؟ مرد پاسخ داد: این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم.
♥♥ دنيا ♥♥
شب آرامي بود// مي روم در ايوان، تا بپرسم از خود// زندگي يعني چه؟// مادرم سيني چايي در دست// گل لبخندي چيد ،//هديه اش داد به من //خواهرم تکه ناني آورد ، آمد آنجا لب پاشويه نشست// پدرم دفتر شعري آورد،// تکيه بر پشتي داد// شعر زيبايي خواند ،// و مرا برد، به آرامش زيباي يقين// با خودم مي گفتم:// زندگي، راز بزرگي است که در ما جاريست // زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست// رود دنيا جاريست// زندگي ، آبتني کردن در اين رود است// وقت رفتن به همان عرياني؛// که به هنگام ورود آمده ايم// دست ما در کف اين رود //به دنبال چه مي گردد؟ هيچ!