کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
عشق، واکنش نیست. عشق خودش یک رفتاره، یک حس، یک منبع. اینکه کسی رو دوست داشته باشیم چون اون دوستمون داره، نمیشه عشق. اینکه بخواهیم حسی به شخصی پیدا کنیم در جواب حس های عاشقانه ش، نمی شه عاشق بودن و عاشقی کردن.
کوه یخ
قبلنا پسرا بعد از عشق و حال کامل میرفتن دنبال یه دختر نجیب برای ازدواج، الان هم دخترا بعد از تعویض چندین دوست پسر میروند سراغ یک پسر پخمه و احمق جهت عشق و عاشقی و ازدواج!
کوه یخ
روزی شیخ راهی بلاد هندوستان بشد و به جنگلهای انجا برفت.طوطیان بسیار بر شاخه درختان نغمه ساز و شادان شیخ بفرمود:ای طوطیان میخواهم یکی از شما را به بلاد ایرانیان همی برم و بر مریدانم عرضه کنم جهت پندگیری. لاکن بدانید در سرزمین ما نعمت به وفور یافت شود و آب و دان به کفایت دهم شما را و کلا مشکلی نیست یکی از طوطیان گفت:شیخ.شیخ.شیخ با قیمت دلار چه کنی؟ شیخ در دم دیوانه شد نقل است وی را در معابد هندوها در حال پرستش "گاو" مشاهده کردندی
کوه یخ
میخام فردا که با مخاطبم قراره راه بریم پامو بزارم جلو پاش بعد با مخ بره تو زمین زود بغلش کنم دیگه اونم کلی تشکر کنه و منم تریپ سوپرمن
کوه یخ
بعضی از این دخترا با لوازم آرایشیشون یه حرکتایی میزنن که عمرن فتوشاپکارای حرفهای هم بتونن همچی حرکتی بزنن
کوه یخ
نقل است؛ "شاه عباس صفوی" رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد، دستور داد تا درسرقلیانها بجای تنباکو، ازسرگین اسب استفاده نمایند. میهمانها مشغول کشیدن قلیان شدند! ودود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال - از بیم ناراحتی شاه - پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی نکشیده اند! شاه رو به آنها کرده و گفت: «سرقلیانها با بهترین تنباکو پر شده اند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است » همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند:« براستی تنباکویی بهتر از این نمیتوان یافت» شاه به رئیس نگهبانان دربار - که پکهای بسیار عمیقی به قلیان میزد- گفت: « تنباکویش چطور است؟ » رئیس نگهبانان گفت:«به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان میکشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیدهام!» شاه با تحقیر به آنها نگاهی کرد و گفت: « مرده شوی تان ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه بَه و چَه چَه کنید ای کاش رجال سیاسی امروز ما به اندازه شاه عباس می فهمیدند و قدری پهن بار متملقین میکردن
کوه یخ
با هرکی طرف شدیم به اعتماده من تجاوز کرد من موندم مگه اعتماده من چقد س ک سیه که همه بش تجاوز میکنند