کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
رقصی چنین میانه میدانم ارزوست
کوه یخ
دلم واسه نسل های بعدی میسوزه ، با یه مشت مادربزرگ دماغ عملی چیکار کنن؟ ( دغدغه اس داریم !
کوه یخ
چندی پیش مراسم بزرگداشتی از کهنسالان کم در آمد امریکا برگذار شد ودر آن تهی دست واشنگتن و شهرهاي اطراف بود در اين مراسم سنتي ايالات متحده باراک اوباما به عنوان بالا مقامترين فرد كشور به همراه کلیه اعضای خانواده اش در لباس خدمتكار از آنان پذیرایی کردند.....لایک داره والا...
کوه یخ
ﻭ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ ﻣﺘﺮﺳﮏ : ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺭﻓﺖ ..ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﭘﺎ ﻫﻢ ﺍﺿﺎﻓﯿﺴﺖ .
کوه یخ
اينايى كه تو آسانسور لب نميگيرن خب از پله برن بالا، مگه مريضن؟
کوه یخ
پول گرچه زبان ندارد، اما حرف اول و آخر را میزند
کوه یخ
سلطانشون واسه خودش دورانی داشته تیپ شاخشو دقت کنین
کوه یخ
بزرگ که شدم میخوام بشم مترجم وسط دعوا وقتی دو نفر دعواشون میشه یا از هم دلخورن بگم ببین فلان جا منظورش این نبود که ازت متنفرم منظورش اینه که عاشقتم ولی غرورم اجازه نمیده بگم یا مثلن طرف میگه میخوام از این رابطه برم واسه همیشه بگم منظورش اینه که بیا التماسم کن نذار برم من الان احتیاج به توجه دارم یا وقتی طرف میگه دوستت ندارم معنیش اینه که فقط کافیه به چشمام نگاه کنی و ببینی جونم رو هم برات میدم این طوری دیگه ادما هی دچار سو تفاهم نمیشن زود هم اشتی میکنن منم پول خوبی در میارم
کوه یخ
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن رااز جلوى مسير بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد وبيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛ امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند! سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از جاده کناربزند. آن مرد روستايى چيزى را میدانست که بسيارى از ما نمیدانيم! هر مانعى = فرصتی
کوه یخ
دیدگاه پیشنهاد میکنم بخونین
کوه یخ
خدا فقط مواظب خونه خودت بودی؟؟؟
کوه یخ
لبخند که میزنی یوسفی میشوم که بیهیچ برادری در چال گونهات گم میشوم . "مسعود کرمی"
کوه یخ
اینکه کافکا میگه ؛" تا وقتی به جایی که میخوای نرسیدی پشت سرتم نگاه نکن" خیلی خوبه به شرطی که یه روبرویی بشه متصور شد وقتی هیچ چیز خوشایندی تو آینده نداری مجبور میشی گذشتت رو واسه یه لبخند شخم بزنی