کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
به پشت بیفتم روی آسفالت کوچه خرغلت بزنم از این سر تا آن سر تا کنار سطل آشغال سیاه. آنجا گربه ها درددل کنند من ستاره ها را بشمرم تا ماشین آشغالا بیاد.
کوه یخ
غروب ِ یک اردیبهشت , من , سکوت , مادرم , مادرم , شیرِ سرد , آشپزخانه , شیرِ سردِ واژگون شده , سکوت , من , مادرم , سکوت , مادرم , مادرم , نگاهِ خالی , سکوت , من , صدا , نگاهِ خاموش , من , فریاد , فریاد , مادرم , سکوت , سکوت , من , من , فریاد , مادرم , سکوت سکوت سکوت سکوت مادرم .........
کوه یخ
در فضای رسمی جامعه ایران (رسانهها، مدارس و دانشگاهها) و همینطور در خانوادهها پرداختن به عشق زمینی بیشتر از یک حد خیلی رقیق، همیشه تابو بوده و به بهانه حجب و حیا همیشه سانسور شده. از اون طرف نوجوانان و جوانان ایرانی در فضاهای خصوصی خودشون و در فرصتهای شخصی که برای ارضای این کنجکاوی به دست میآرند معمولاً میرن سراغ هیجان انگیزترین، ممنوع ترین و تابوترین بخش ممکن یعنی حلقه آخر این زنجیر که همون س....س و رابطه جنسی باشه! بین این حلقه اول در فضای رسمی و اون حلقه آخر در فضای خصوصی، یک شکافی هست که نه اونقدر مجازه که در فضای رسمی بهش پرداخته بشه نه اونقدر تابو و ممنوع که نوجوانان در انگیزه داشته باشند در فضای خصوصی به دنبالش برن و اون هم هنر دلبری کردن، عاشقی کردن، ناز کردن و ناز کشیدن و خلاصه اون چیزیه که خارجیها بهش میگن intimacy فکر میکنم نسل امروز ما به شدت داره از نبودن آموزش درست برای پر کردن این حلقه میانی ضربه میخوره! هم بخش بزرگی از پسران ایرانی عشق ورزیدن درست رو بلد نیستند و هم بخش بزرگی از دختران
کوه یخ
دیروز یکی از دخدرای سایت از اواتار جدیدش رونمایی کرد چهره و تیپش هم از جنس نوشته هاش بود اصن بیست
کوه یخ
هرگز اشتباه نکن... اگر کردی تکرار نکن... اگر تکرار کردی اعتراف نکن... اگر اعتراف کردی التماس نکن... اگر التماس کردی دیگه زندگی نکن //نیچه
کوه یخ
د و س ت ت د ا ر م بریده بریده مینویسم تا بدانی، مثل همین تکههای کلمات که اشتیاقِ به هم پیوستن و معنا یافتن دارند به سوی تو میآیم تا خود را و معنای خود را در جهانی تازه دریابم.. ..مریم ملکدار..
کوه یخ
منجمد شده ام و افکارم شبیه ایستگاه مترو ای که نمی داند آدمهایش، می آیند یا می روند! دیگر نمی داند، می آیی یا می روی؟ فقط از سردی این هوا معلوم است جای یک آغوش کم است.