کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
بعضی دخترا اصلا” گریه نمیکنن حتی اگه شکست عشقی بخورن نه اینکه سنگ باشن نه ریمل گروونه !
کوه یخ
چيستي ؟! كه چون ترانه اي سحرآميز كه از دور دست شنيده مي شود با واژه هاي نامفهوم مرا چنين مبهم به خود مي كشانيم درهاي اعتماد را در قلب من مي گشائي ديوارهاي فاصله فرو مي ريزند و روح مرا با دستي سبزتر از سبز تا افق چشمانت پرواز مي دهي
کوه یخ
جمعیت مردم برای دیدن فیلم طوقی
کوه یخ
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته نیایید، ترک های وجودم همه آوار شد و ... کار از کار گذشت. شوق پرواز به در های قفس خورد و ... تنگ آن ماهی قرمز که به دل وعده دریا می داد، بشکست و هوس ماندن و درمانی نیست. از کنار من اگر میگذرید غم تنهایی تان را به امانت بدهید، کمی از حال پریشانی ما دشت کنید.
کوه یخ
يه پسر خاله دارم 14 سالشه خيلي باحاله رفتم تو اتاقش ميبينم نوحه گذاشته صداشم زياد بعد خود ش هندز فري زده اهنگ گوش ميده با دوست دخترشم داره چت والا ما 13 سالمون بود همش نگران هاکلبرفين بوديم دوباره نبرنش بردگي |:
کوه یخ
وقتی تو به این خوبی، زن هستی، از مرد بودن ام خورسندم. سعید شجاعی
کوه یخ
صبی تو تلوزیون میگه هر پنج دقیقه سیگار کشیدن شونزده دقیقه از عمرو کم میکنه ینی اینا که سیگارو با سیگار روشن میکنن اینا خیلی خطرناکن اینا عزراییلم دور زدن
کوه یخ
دیروز دیدم یک ادم خوشگل داره راه میرخ....رفتم بقلش کنم. . . . . . . . . . . . . . . . . . . که یههو خوردم به ایینه....!
کوه یخ
کنار برکه دریا یادمان رفت... نوشتن با الفبا یادمان رفت... و باران با ترانه باز بارید... ولی گیلان زیبا یادمان رفت... معلم آمد و ما پیش پایش... دگر برپا و برجا یادمان رفت... به قدری حرمت بابا شکستیم... که مشق آب بابا یادمان رفت... به ما تکلیف نوروزی ندادند... که طعم سیب حالا یادمان رفت... پس از طوفان به ساحل چون رسیدیم... به سرعت ناخدارا یادمان رفت... قطار و ریل و پطروس،سد و انگشت... چه شد ما ریزعلی ها یادمان رفت... میان جمع ما یک مرد کم بود... ولی تقسیم و منها یادمان رفت... همیشه منتظر بودیم اما... نگفتیم آنقَدر تایادمان رفت... سر صف ها دعای عهد خواندیم ولی صاحب زمان را یادمان رفت.... شکستیم عهد و پیمان با دل خویش.... چه شد تصمیم کبری یادمان رفت...