کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
فیلسوفی از غرب نزد شیخ آمده و برای آنکه شیخ را در مقابل مریدان مضحکه کند از شیخ پرسید یا شیخ: عرفان و سلوک عرفانیت را برای ما شرح بده شیخ لختی لختی بیاندیشید و تبر را نگاهی انداخت و بگفت: چیزهای خیلی شگفت انگیز و پیچیده ای هست که ما می فهمیم ولی نمی خواهیم برای بقیه توضیح بدهیم! نقل است آن فیلسوف در چند صدم ثانیه تبدیل به کلاف نخی گشت که مریدان بعده ها برای دوخت خشتکان خود از آن استفاده بکردند
کوه یخ
خدا بعضیارو وارد زندگیت میکنه یهو میشن همه ی زندگیت! بعد دوباره ازت میگیرتشون... بعد مدت ها دوباره سر راهت میزارتشون واقعن میخاد بدونه صبر ما چقدره؟! من از همینجا میگم خدایا منو دیگه امتحان نکن تحملشو ندارم...
کوه یخ
تنهایی یعنی همین پست میون این همه پست تنهایی
کوه یخ
تصويراعدام جنايتکاري که دخترها راعمدي مي ترساند
کوه یخ
همه چیــز در حــــــــــــــال تغییـــر است حتی حال من !! این روزها حالم عجیب خوب است آنـــــقدر خوب کــه همه سراغ تـو را می گیرند! وای از تو ... میبینی؟ آنها هم حــــــال خوب مرا بی تو بـــاور نمی کنند اما خوبـــــــــــــم اینبار بـــــی تو عجیب خوبم......
کوه یخ
شیخ را پرسیدند از بین همه فرقها بین ما مسلمینِ حالِ حلضر با سایرین یکی برشمر فرمود:یکی آن است که اگر برما مسلمین مصیبتی نازل شود یا مشکلی پیش اید گوییم آزمون الهی ست و هرگز ندانم کاری خویش و جهلمان را در آن دخیل ندانیم.و اگر عین همان مشکل برای سایرین پیش آید،گوییم های کافر!میدانی از کجا میخوری؟از بس بی خدایی!برو توبه کن بدبخت!! اینچنین است بندگیِ ما...
کوه یخ
تنها چیزی که توی سال تولید ملی رونق گرفته فروش کلیه بوده و اینطور پیش بره بزودی بازار دنیا رو دست می گیریم.
کوه یخ
فلسفه ام این است : به من ربطی ندارد که دیگران در موردم چه می گویندو چه فکری می کنند. من خودم هستم و هر کاری که مرا شاد کند و به دیگران ضرری نرساند را انجام می دهم. هیچ توقعی ندارم و همه چیز را می پذیرم، اینگونه زندگی بسیار آسانتر می شود. آنتونی هاپکینز
کوه یخ
چه جراتی پیدا می کند انسان زمانی که می فهمد دیگران دوستش دارندو بالعكسش كه اتفاق مي افتد، ترسو ميشيم و منزوي و مي آييم دنبالر
کوه یخ
تو مترو دو فروند بانو گیر داده بودند بهم ک کتابی ک دستم هست قشنگ ِ یا خیر ک من گفتم کتاب رو نمیدونم ولی خودم خیلی قشنگم.
کوه یخ
دوست داشتم قبیله داشتیم و من عاشق دختر قبیله دشمن میشدم و دوتایی یواشکی قرار میذاشتیم همو میدیدم بعد لو میرفتیم هردومونو میکشتن. خیلی خفنه.
کوه یخ
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم...گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم... پر پروانه شکستن هنر انسان نیست...گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم...یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم...وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم...یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند...طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم