کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
یه رفیقم دارم به جا "ایشالا" میگه "اگه خدا بذاره" !!
کوه یخ
پسر داييم دوم دبستانه امروز داشتم ازش علوم ميپرسيدم: " چرا تمساح پستاندار نیست؟ " بچه هم هرچي نبوغ و استدلال علمی داشتو به کارگرفت و با اعتماد به نفس گفت: "چون اگه پستان دار بود موقع خزیدن سینه هاش میکشید روی زمین!!"
کوه یخ
اونایی که دوتا دست هم دارن ولی زورشون میاد یه مسواک بزنن یا ظرف بشورن یاد بگیرن
کوه یخ
دیروز عزرائیل را دیدم با همان کیف پست چی مانندش پر از قبض روح بود... مصرف زندگی من هم بالا رفته به زودی نوبت من هم می شود (نسترن سرگلی )
کوه یخ
قویترین "مرد" دنیا هم که باشی ؛ محتاجی ! محتاج لبخندهای عاشقانۀ یک "زن" ...
کوه یخ
استاد به شاگردان گفت عزم سفر دارم درین صندوقچهT، هرچه کار خوب بکردید بنویسید و بگذارید، تا بیایم و پاداش دهم. چون بیامد، صندوق را خواست. گفتند رویمان سیاه، از ما کار خیری سر زند که بنویسیم؟! درویشی گفت اما من، هر چه کردم در ان فکندم. استاد گفت صندوق برگیر، و بر سر کوه رو و بگشا که همانا جایزه ی تو خود دران است. درویش چنین کرد و اژدهایی از صندوق برون شد و درویش بخورد. شاگردان التجا اوردند که استاد رحمی! او را با ما انسی بود! گفت کار خیر او همان اژدهایست که در طمع پاداش بود. خدمت عاشقانه و پاداش با هم یک جا جمع نمیشن
کوه یخ
یک روز معمولی در آبادان...
کوه یخ
چه موجوداتی رو ادم میبینه