دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کوه یخ

کوه یخ
مرد - مجرد
امتیاز: 7083

دنبال‌شدگان

(886 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(685 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

کوه یخ
کوه یخ

باور کن دیدن هر بامداد اتفاق ساده‌ای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشک‌ها بیخود شلوغش نمی‌کنند!!

کوه یخ
funny_africa_01.jpg کوه یخ

علم نزد افزیقایی ها هست و بس

کوه یخ
gifs_08.gif کوه یخ

اومدیم و کار نگرفت شورتشم در اومد چه ابرو ریزیی میشه (تصویر متحرکه)

کوه یخ
roma-pride-20122.jpeg کوه یخ

انر انر همینطوری ااااا چه خوشحالم هستن

کوه یخ
کوه یخ

خسته و بی‌ حوصله از توی اتاق میای بیرون که یه لیوان چایی بخوری یهو با صحنه‌ی سماورِ شسته شده تو ظرفشویی مواجه میشی‌ یکی‌ از درد ناک‌ترین لحظهاست به قران

کوه یخ
dehphpThumb_generated_thumbnailjpg.jpg کوه یخ

یادداشت خودکشی تونی اسکات

کوه یخ
Beautiful_Birds_Persian-Star.org_20.jpg کوه یخ

داره غذای روحشو میده

کوه یخ
0146.jpg کوه یخ

ابی یعنی دل من

این ارسال را بازنشر کرده است.
کوه یخ
image024.jpg کوه یخ

بالاترین رکوردم 647.543 بود . یعنی بچه من باور میکنه این سرگمی محبوب من بوده؟

کوه یخ
کوه یخ

اگه میبینین بضیها اینجا از شما خوششون نمیاد باید به خودتون افتخار کنین این ینی شما ادم دم دستی نیستین اصولن کسی که همه دوسش دارن باید یه مشکل شخصیتی داشته باشه که دوس داره همه تاییدش کنن و به رنگ هر جمعیتی در میاد تا دیگران طردش نکنن این نظر منه

کوه یخ
ج.jpg کوه یخ

می گویند جهنم یا بهشت هرکس لحظه ای پیش از مرگش متولد می شود. جهنم از آن کسی است که در آن لحظه کوتاهی که به پشت سر نگاه می کند دریابد فرصتی را برای تکریم معجزه زندگی از دست داده است. بهشت از آن شخصی است که در آن لحظه بداند اشتباهاتی کرده، اما ترسو نبوده. زندگیش را کرده و کاری را که باید، انجام داده. در چنین لحظه ای است که به فلسفه اصلی زندگی مان پی می بریم.

کوه یخ
کوه یخ

دیشب موقع برگشتن به خونه داشتم رادیو گوش می کردم که یه اتفاق جالب افتاد. از این برنامه های پخش زنده بود که مردم نظراتشون رو از طریق تماس تلفنی و پیامک اعلام می کنند. خانوم مجری گفت فلان کس برامون پیامک فرستاده که: "به همسرم بگید من توی فلان تقاطع وایستادم عجله نکنه، چون در حال رانندگی هست و من مطمئنم که به برنامه شما گوش می کنه این پیامک رو برای شما فرستادم که خطری به خاطر خوندن پیامک تهدیدش نکنه..." تازه نمی دونی چقدر هم خانوم مجری تشویق و تأیید کرد که: "آفرین که نمی ذاری کسی که رانندگی می کنه پیامک بخونه!" به جان خودم آدم توی کار اینها می مونه! فقط تصور کن اگر این مسأله باب بشه چی میشه: "به همسرم بگید، سر راه ماست هم بگیر و بیا" "به همسرم بگید امشب مستقیم بیا خونه مامانم اینا" "به همسرم بگید پدر سوخته ! تا حالا نیومدی دیگه نمی خواد بیای، برو همون قبرستونی که تا حالا بودی"

کوه یخ
ساختن.jpg کوه یخ

ساختن رو از خودمون شروع کنیم....

کوه یخ
کوه یخ

خداوند به جبرئیل فرمود:”به کهکشان برو و مشتی خاک بر گیر و بیا؛میخواهم آدم رابیافرینم.”جبرئیل رفت و همه کهکشان را گشت؛ اما خاکی پیدا نکرد.هیچ کس به او خاک نداد. نه ناهید که عروس آسمان بود و نه بهرام؛ جنگاور چرخ؛ نه عطارد که منشی افلاک بود و نه مشتری. نه کرسی فلکی.و نه کیوان مرزبان دیر هفتمین.هیچ یک به جبرئیل کمک نکردند.جبرئیل دست خالی و شرمنده نزد خدا برگشت.خدا گفت:”به زمین برو که در این کهکشان او از همه بخشنده تر است.” جبرئیل نزد زمین آمد .زمین به او گفت:”هر قدر خاک که می خواهی بردار.من این افریده را دوست خواهم داشت.آفریده ای که نامش آدم است.” جبرئیل مشت مشت خاک بر گرفت و نزد خدا برد.و هر مشتی ادمی شد. خدا گفت:”درود بر زمین که زمین؛مادر آدم است.” و اینگونه بود که هر آدمی افریده شد؛نزد مادرش؛زمین بازگشت.و زمین آبش داد. زمین نانش داد.زمین پناهش داد.زمین همه چیزش داد.و ان هنگام که آدمی روحش را به خدا می دادجز مادرش زمین هیچ کس او را نمی خواست. زمین مادر است و مادر عاشق؛زمین مادر است و مادر مهربان.زمین مادر است ومادرشکیباست. زمین مادر است و مادر گاه بی قرار نیز می شود.چندان که کودکش را ن

کوه یخ
کوه یخ

بزرگ که شدم میخوام بشم مترجم وسط دعوا وقتی دو نفر دعواشون میشه یا از هم دلخورن بگم ببین فلان جا منظورش این نبود که ازت متنفرم منظورش اینه که عاشقتم ولی غرورم اجازه نمیده بگم یا مثلن طرف میگه میخوام از این رابطه برم واسه همیشه بگم منظورش اینه که بیا التماسم کن نذار برم من الان احتیاج به توجه دارم یا وقتی طرف میگه دوستت ندارم معنیش اینه که فقط کافیه به چشمام نگاه کنی و ببینی جونم رو هم برات میدم این طوری دیگه ادما هی دچار سو تفاهم نمیشن زود هم اشتی میکنن منم پول خوبی در میارم

کوه یخ
کوه یخ

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن رااز جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد وبيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛ امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند! سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کناربزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم! هر مانعى = فرصتی