کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
خانوم های عزیز هیچ وقت به یه آقا نگید ((میای بریم خرید؟)) تو بهترین حالت ، یاد سخت ترین لحظات زندگیش میوفته گولش بزنید مثلا بگید : ((میای بریم بیرون یه دوری بزنیم؟)) اونوقت شاید یاد بهترین لحظات زندگیش بیوفته البته آقایون با تجربه تر عمرا گول شما رو بخورن توجه : این پست هیچ مخاطب خاصی ندارد اگر هم دارد من به شدت تکذیب میکنم
کوه یخ
خدا فقط مواظب خونه خودت بودی؟؟؟
کوه یخ
لبخند که میزنی یوسفی میشوم که بیهیچ برادری در چال گونهات گم میشوم . "مسعود کرمی"
کوه یخ
اینکه کافکا میگه ؛" تا وقتی به جایی که میخوای نرسیدی پشت سرتم نگاه نکن" خیلی خوبه به شرطی که یه روبرویی بشه متصور شد وقتی هیچ چیز خوشایندی تو آینده نداری مجبور میشی گذشتت رو واسه یه لبخند شخم بزنی
کوه یخ
من از جهنم ، حتی از قیامت هم نمی ترسم چون دنیا را تجربه کرده ام ...
کوه یخ
کدام بیشتر سنگینی میکند بر کمر آدم غم ها یا خاطرات؟ پابلو نرودا / احمد پوری
کوه یخ
برهنگی همیشه برای س ک س نیست .همسر دوک کاونتری انگلیس زنی خیلی محبوب و محترم بود. وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود،را مشاهده کرد . اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه ولی شوهرش از این کار سرباز می زد. بالاخره شوهرش یه شرط گذاشت، گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم . گودیوا... قبول می کنه، خبرش در شهر می پیچد، گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترامش اون روز، هیچکدوم از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند.در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی داره و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است!
کوه یخ
ینی خدا اگه یه زوری به اینا میداد نسل مردا رو منقرض میکردن
کوه یخ
ماتیلدا : زندگی فقط وقتی بچه ای اینقدر بده یا همیشه همینطوره؟ لئون : نه همیشه همینطوره . . . حرفه ای ( لئون )
کوه یخ
دخترای دهه شصت : ذاتا خوشگل بودن. دخترای دهه هفتاد : به زور آرایش خوشگل می شدن. دخترای دهه هشتاد : به زور فتوشاپ خوشگل میشن. دخترای دهه نود : مهم اینه که پاک باشی ، خوشگلی که ملاک نیست!
کوه یخ
شمردن بلد نیستم دوست داشتن بلدم گاهی شده یکی را دو بار دوست داشته باشم دو نفر را یک جا ! چه می شود کرد ؟ دوست داشتن بلدم شمردن بلد نیستم آیدین روشن
کوه یخ
بابا هر شب یه لیوان عرق سگی می خوره که توش یه کم نوشابه س مامان هر شب یه لیوان عرق سگی می خوره که توش بیشتر نوشابه س من هر شب یه لیوان شیر می خورم ما هم و دوس داریم. مخصوصا من مامانم و ! که یه بار بغلم کرده بود و گفته بود: عرق سگی بَده, نوشابه بَده, شیر خوبه! این ینی من و دوس داره با اینکه من عرق سگی دوس ندارم با اینکه خودش شیر دوس نداره! بابای من هم خیلی خوبه دیشب روم پتو کشید و پیشونیم و بوسید و گف: شب بخیر خانوم دکتر ما زندگی خوبی داریم بابا هر شب خوشحاله اما فقط شب ها! مامان هر شب خوشحاله اما فقط شب ها! و من همش شیر می خورم تا بزرگتر شم و خانوم دکتر! رومینا عابدی
کوه یخ
در سرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی … بن بست ها اما فقط زنها را می شناسد انگار... در سرزمین من سهم زنها از رودخانه ها تنها پل هایی است که پشت سر آدمها خراب شده اند... اینجا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست تخت های زایشگاهها اما پر از مریم های درد کشیده ای است که هیچ یک ، مسیح را آبستن نیستند اینجا زمین است حوا بودن تاوان سنگینی دارد...