کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
از تــــــــو “شـراب” انــداخــتـه ایـن شعـــر ! نمــی تـــوانـــم بـــنـویــسمـت … بـس کــه مــــرا گـــرفــتـه ای …
کوه یخ
نمیدانم چرا “پیله” کرده ام به تــــــــــــــــــو ، شاید فقط با تــــــــــــــــــو “پروانه” میشوم …..
کوه یخ
نوتهای یکی را میخوانی و به نظرت می رسد این دختر چقدر خوب است، چقدر عاطفه سالم دارد که همین طور دارد هرز میرود. حیف است که این همه تنها باشد. دلت میخواهد بروی راست به او بگویی: ببین! من اینجام! من هم پسر خوبی هستم. یک عالمه عاطفه سالم دارم که دنبال یکی مثل تو میگردم که خرجش کنم. بیا با هم حرف بزنیم، شاید بتوانیم همدیگر را دوست داشته باشیم، از ته ته ته دل، از همان دوست داشتنها که همیشه آرزویش را داشته ایم. اما نمی روی، آخر قبلا هم این کاررا کرده ای، میدانی که این فرمولهای ساده و کودکانه تو، برای آدمهای پیچیده پشت مانیتور جواب نمیدهد.
کوه یخ
"اسطوره" شدن یعنی : در عین رفتن بمانی ! یعنی باشی یا نباشی دوستت داشته باشند و ... دلتنگت شوند ... اگر نباشم ، آیا دلتنگم میشوید... ؟
کوه یخ
رفتم همه موهایم را کوتاه کردم, نصفش را هم قرمز کردم, بعد روی غضروف گوشم را سوراخ کردم و یک جغد بزرگ مسی از گوشم آویزان کردم,, اما باز هم راضی نشدم, با ماشین ریش تراشی سه تا خط هم انداختم و بعد از یک هفته رفتم خانه, مادرم نشست کف آشپزخانه و گفت: تو آدم نیستی یک جونوری. همین حالا داییم باد فتقش را هوا کرده و دارد نصیحتم می کند, لیلا فروهر هم دارد یه کسشعری را توی ماهواره می خواند. حالا می خواهم توضیح دهم چرا من جوونور هستم؟ من یک جانورم برای اینکه یک روز فهمیدم تلاشم برای اینهمه سال خوب بودن و تحت هنجار سنتی خانواده زندگی کردن مزخرف ترین کاری بوده است که انجام داده ام. برای اینکه از دنیای دستورها و مثبت بودنها فاصله گرفتم و حس کردم می شود توی دنیای محدود هم آزاد بود. مینا یک جانور است چون یاد گرفته است در دنیای خودش زندگی کند نه در دنیای مادر و خانواده و آدمهایی که آدم بودنشان را در مطیع بودن ترجمه می کنند( مینا )
کوه یخ
زلف رها در بادت آخر داد بر بادم // لایق نبودم بندگی را کردی آزادم //یوسفعلی میرشکاک
کوه یخ
گاهی وقتها آدم دلش ميخواد با يکي، دو کلمه حرف بزنه...! ولی خُب اگر يکي نباشه که اون دو کلــمهی اونو بشنـوه، میدونی چی میشه؟ با خودش میگه...من چرا بايد دنبال يکی باشم که باهاش دو کلـمه حـرف بزنم؟ اصلا خـودم میتونم با خودم بـيشتر از دو کلمه حـرف بزنم و حرفای خودمو بهتر بفهمم... کــسی که به اينــجا برســـه، نه مــیگَرده نه مــــیخــواد...!
کوه یخ
یکی باشه ...انلاین که میشه انگشتات لکنت بگیرن ...مث اون روزا
کوه یخ
نادر اشخاصى قادرند عاشق شوند زيرا نادر اشخاصى قادرند همه چيز را از دست بدهند ...زن اينده-کريستيان بوبن
کوه یخ
از روستا میترسم.. با پیرمردهایی که ترک دستهایشان، از شیارهای حافظهام بیشتر است.. و دهان تنورهایی که زیبایی زنها را میبلعد.. ..مریم ملکدار..
کوه یخ
جوکی که سربازان آمریکایی در افغانستان برای طالبان ساخته اند: دیدگاه
کوه یخ
هدف از آغاز هر جنگی، یافتن موقعیت بهتری برای آغاز جنگ دیگریست. جورج اورول