کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
غمها را یکی یکی سر بریدم کوبیدم، له کردم، به هم آمیختم هفت قسمت کردم، به هفت دریا ریختم. با اولین آه، باران بارید. همه کنارم نشسته بودند، بی کم و کاست.
کوه یخ
از اون دخترای چادری قد بلند از اونا که چشای درشت سیاه دارن از اونا که اگر بهت خیره هم بشه تو ذهنت جرات نداری فکر بد بکنی از او محکما از اونا که چادرو خودشون سرشون کردند نه بابا یا داششون از اونا که هرچی براش لوس بازی در بیاری بدون کوچکترین لبخند فقط نگات میکنه از اونا که هیچ مردی نمیتونه تا قله شون بره از اونائی که اگرم عاشقتم بشه نصفش بیشتر مال تو نیست نصف دیگش مال خودشه از اونائی که اگر قبول کنه باهات باشه بازم تو تک تک ثانیه ها عمرت باید براش بجنگی تا نگهش داری از اونائی که برا هیچکس نیست از اون چادریا از اون قد بلندا از اون چش سیاه ها از اون محکما از اون دخترا که همه مردا دوس دارن بدستش بیارن از اونا
کوه یخ
از مترسکي سوال کردم: آيا از تنها ماندن در اين مزرعه بيزار نشدهاي ؟ پاسخم داد : در ترساندن ديگران براي من لذتي به ياد ماندني است پس من از کار خود راضي هستم و هرگز از آن بيزار نميشوم! اندکي انديشيدم و سپس گفتم : راست گفتي! من نيز چنين لذتي را تجربه کرده بودم! گفت : تو اشتباه مي کني! زيرا کسي نمي تواند چنين لذتي را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!
کوه یخ
شبی زقـــــــــــد تو افتاد سایه بـر دیوار / هنوز عاشــق بیچاره رو بـه دیوار است
کوه یخ
عجیبه که بعضی پسرا هنوز جون دارند در صورتی که روزی هزار بار برای هر دختری میمیرن !!!
کوه یخ
اگه استریم شما هم مثل من خلوته بد نیست اینو بخونین دیدگاه
کوه یخ
نشریه محلی نگین کرمان به دلیل چاپ این مقاله توقیف شد