مامان بزرگم که یک کم حواس پرتی داره از داداشم پرسید:کدوم دبیرستانی پسرم؟ اونم که لیسانسش رو گرفته بود ولی برا اینکه دلشو نشکنه گفت:دبیرستان مالک اشتر. مامان بزرگم هم نه برداشت و نه گذاشت،سریع گفت:خاک تو سرت کنن که با 25 سال سن هنوز داری تو دبیرستان در جا میزنی.
خواهرم میخواست به بچه اش آب پرتقال بده اونم نمیخورد منم گفتم اشکال نداره بده من بهش میدم بردمش تو اتاق هرکاری کردم نخورد پدرسگ، من از رو لجم خودم آب پرتقال رو خوردم بعد هم به خواهرم گفتم که همش رو خوردم. خواهرم گفت دستت درد نکنه تمام داروهاش رو ریخته بودم تو اون آب پرتقال!!
دو نفر هم واسه اواتارم تهدید به ایگنور یا ایگنورم کردن کاملن هم بهشون حق میدم اگه ازارشون میده میتونن کاری کنن که نبینن و البته این دلیل نمیشه که من با سلیقه دیگران خودمو وفق بدم