ѕнιмα
من زن هستم و تو مرد.....اما نگران نباش...به کسی نخواهم گفت که.... در پس مشکلات و درد هایی که تو برایم ساختی و تحمل کردم..... در پس غمی که تو بر دلم نشاندی و به عشقت با آن ساختم..... در پس نامردی و نامهربانی که دیدم و دم نزدم.... در پس بی معرفتی هایی که دیدم و معرفت به خرج دادم..... ** من مردتر بودم.....* *
سـانتی مـانتـال
دلم واسه بلاگفا و دوستای ِ بلاگفایی تنگیده ): .. اینجا رو دوس ندارم اصنشم ):شاید واسه اینه که تازه اومدم احساس غریبی میکنم):
ѕнιмα
كاش ميدانستم ... به چه مي انديشي ؟؟؟ كه چنين گاه به گاه ميسراني بر چشم.... غزل داغ نگاه ! مي سرايي از لب.....شعر مستانه آه ! راز زيبايي مژگان سياه در همين قطره لغزنده غم ....پنهان است ! و سرودن از تو با صراحت ! بي ترس ! .... باز هم كتمان است ! كاش ميدانستم ... به چه مي انديشي ؟؟؟ رنج اندوه كدامين خواهش نقش لبخند لبت را برده ؟؟؟ نغمه زرد كدامين پاييز ... غنچه قلب تو را پژمرده ؟؟؟؟ كاش ميدانستي .... به چه مي انديشم ؟ كه چنين مبهوتم .... من فقط جرعه اي از مهر تو را نوشيدم !!! با تو اي ترجمه عشق "خدا" را ديدم !!! آه اي ميكده ام !!! گاه بيداري را از من و بيخبري هيچ مخواه ! كه من از مستي خود هشيارم ! كاش ميدانستي ... به چه مي انديشم !!! كاش ميدانستي!!!! كاش ...
ѕнιмα
خدایــــــــــا !! دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد "بلندم کن"