ѕнιмα
رفتــه ای و مــن هــر روز، بــه مــوریــانــه هــایــی فکــر مــی کنــم کــه آهستــه و آرام گــوشه هــای خیــال ام را مــی جــونــد! به گــذشـتــه که بــرمــیـگـــردم.... از حـــــــال مــیــروم....!.!.!
ѕнιмα
شب ها ؛ به پهلو مي خوابم و پاهايم را در شكم جمع ميكنم ، جنين گونه ! با اين اميدكه فردا ، با طلوع آفتاب متولد شوم ... اما در عجبم كه سالهاست بستر ، ...مرا آبستن است ! و من ، گستاخانه نه سقط مي شوم نه متولد!!!
ѕнιмα
فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود ، از همان آب هایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه میکنیم !!!
ѕнιмα
دخترک رفت ولي زير لب اين را مي گفت: " او يقيناً پي معشوق خودش مي آيد ! " پسرک ماند ولي روي لبش زمزمه بود: ..." مطمئناً که پشيمان شده بر مي گردد ! " ... عشق قرباني مظلوم غرور است هنوز !!!!!!!