Shahdad
خیلی سخته وقتی نمیتونم بفهمم چرا مینویسم.خیلی سخته وقتی حتی نمیدون چی مینویسم. یا وقتی میخوام حرف بزنم نمیدونم چی بگم .شاید نمیتونم بگم شاید نمیدونم چی بگم. از همه جا میشنوم اما نمیتونم نشنیده بگیرم خیلی حرف هارو یا ندیده بگیرم خیلی كارا رو خیلی سخته وقتی میخوام عاشق باشم ولی نمیتونم.روز به روز تظاهر میكنم خوبم.شب به شب میخوام فریاد بزنم میخوام گریه كنم خیلی سخته وقتی تنها نیستی ولی تنها ترین ادمی.به كی میتونم بگم وقتی حتی نمیدونم حقیقت را.وقتی نمیتونم باور كنم.خیلی سخته وقتی نمیدونم دیگه كسی اینجا هست یا من تنهام پشت این دیوار...
Shahdad
هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ، شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی شهر پنجم : بی وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی شهر هفتم : اشک ، آه ، تنهایی
Shahdad
تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد … از عاشقی تباهی از زندگی مصیبت از دوستی شکست و از سادگی خیانت
Shahdad
نبودنت را ،تـــــاب می آورم رفتن را ،تحمـــــّل میکنم فراموش شدنم را ،بــــاور میکنم امــــــا !!!فــــــراموش کردنــــــت... دیگرکـــــا رِ مـن نــیست !
Shahdad
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد... یک بار قسمت کردم... چندین برابر شد..
Shahdad
به خــداحافــظـی تــلـخ تـو سـوگــنـد نــشــد کـه تـو رفــتـی و دلـم ثـانـیـه ای بـنـد نـشـد بـا چـراغـــــی هـمه جـا گـشـتـم و گـشـتـم در شـهـر هـیــچ کـس ! هــیـچ کـس ایـنجا به تـو مانـنـد نـشـد خواسـتـنـد از تـو بگویـنـد شـبـی شـاعـرها عـــاقـبـت بـا قــلــم شــرم نوشـتـنـد : نـشـد
Shahdad
برو پی زندگیت.... من داغونم توروهم داغون میکنم....
Shahdad
همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت می کنه! گفتم:می دونم! گفتن:این یعنی دوستت ندارهاااا! گفتم: می دونم! گفتن:احمق یه روز میذاره میره تنها میشی ! … گفتم:می دونم! گفتند:پس چرا ولش نمی کنی..؟! گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم......
Shahdad
دور ا دور عاشقت شدم دور ا دور نگرانت بودم دور ا دور عشق ورزیدم و خود نمیدانستی که نگاههای گاه و بی گاه و بی تفاوتت سوژه ای برای تفسیر بود که شب تا به صبحم را رویایی می کرد و حال.. عاشق شدن و عشق ورزیدنت به دیگری را دور ا دور میبینم و از همین دور ..میمیرم...
Shahdad
اینروزها که هنوز نیستـنت را به هوای دوباره داشتنت ثانیه شماری میکنم .. ساکتم .. حرف نمیزنم. نه که چیزی برای گفتن نباشد . . . نه! به این سکوت پیله کرده ام . . . نه که ندانم چه بگویم . . . نـــه!! اینروزها من از همیشه پر تر از حرفــم! از همیشه بیشتر گفتنی ها دارم . . . ولی من ماندم و یک عـــــــالمه ناگفته هایِ ناشنیده .. حرفهایم را جمع میکنم میگذارمشان گوشه ای روشن، میان دلــــــم! میگذارمشان یک گوشه ی دلم و آنها را هر روز گردگیری میکنم و یادشان می اُفتم و خلاصه آنقدر نگهداریشان میکنم . . . تا روزے که تو بیایــے !.!.! روزی که تو باشی و بخواهی برایت حرف بزنم! تا وقتی برمیگردی اتاقم پر از دوست داشتنی های تو باشد!
Shahdad
مــی دانـــی اگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنم برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !! شــایـــــد آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم .. ﻋــﺎﺩﺕ ﻣﯿــﮑﻨﻢ ﺑــﻪ ﺩﺍﺷــﺘﻦ ﭼﯿــﺰﯼ ﻭ ﺳــﭙﺲ ﻧﺪﺍﺷــﺘﻨﺶ ، ﺑــﻪ ﺑــﻮﺩﻥ ﮐﺴــﯽ ﻭ ﺳــﭙﺲ ﺑــﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧــﺶ ، ﺗﻨــﻬﺎ ﻋــﺎﺩﺕ ﻣﯿــﮑﻨﻢ ، ﺍﻣــﺎ ﻓــﺮﺍﻣــﻮﺵ ... ... ﻧــﻪ !
Shahdad
كاش مى شد وقتى داري از تنهايى دق ميكني ، دق كنى، ولى دل به كسى كه دلش گيره نبندى ... اين دردش از همه ى دردا بدتره كه يروزبفهمى كسي كه دل به دلش دادى دلش جايى گيره....
Shahdad
دلتنگی چه حس بدی است.... تنهایی چه حس بدی است کاش... پاره ای ابر میشدم... دلم مهربانی می بارید ...کاش نگاهم شرار نور میشد.... اشتی میدادش و که دوست داشتن چه کلام کاملی است و من... چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!
Shahdad
میدونم نشنیدی از من یه بار بگم دوسِت دارم میدونم قدّ یه دنیا به احساست بدهکارم میدونم اشتباه کردم عزیزم حق بهت میدم تو با عشق پیشه من بودی اینو هرگز نفهمیدم
Shahdad
جدیدا دلم خیلی خیلی خیلی گنده شده . . . ولی جالب ایجاست که بدونی، هنوز هم یه سر سوزن واست جا ندارم که ندارم . . .