Shahdad
هنر عاشقی من این بود که بی تو با تو بودم !!
Shahdad
چه عمـــر ها که تو ایـــــــن " نــــت" لعنـــــتی تباه نشـــــــــد..!! فـــــک کن حالا یهـ جمـــــــله همـ نوشتیمــ و دو هـــــــزار تام لایــــــــک خوردیـــــــــم،، با اونـــــا که می خواستیــــــــم دوستـــمون داشته باشـــــــن و نـــدارن چیــــــکار کنــیــــــمــ ؟؟ فـــک کن 100 نــــــفرم تـــــــوی ایـــن دنیــــــــای مجازیـــ اددتــ کــــردن.. ...با فــــــــراموش شـــــدنتــــ تـوی ایــــــــن روزگـــــار نامـــــرد میخوای چیـــکار کنی؟! فکـــ کن چنــــــــدین ساعتـــــــم با هزار نفر چـــــت کردی و از خـــــــنده غـــــش کردیــ .. و ایــــــــن وسطا مجـــــــازی عاشقــم شدی... تــلخیه بعــد از خـــاموشـ کردن کامپــیـــــــوترو سکــــوتـــ اتاق و کجـــــــای دلــــت جـــا میـــــــــدی؟؟
Shahdad
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد. . .
Shahdad
من به این انتظار اکتفا نمیکنم تو را از این شهر از شب از این فاصلههای ممتد پس خواهم گرفت تو خواهی آمد بگذار هیاهوی جادهها کرّ کند گوش بودنهایمان را بگذار شبهای کش دار تنهایی خودش را بکشد به رخ گریههای بی کسی بگذار دیوارها به بلندای سکوت این خانه قد بکشند بگذار این تخت هیچ خوابِ خوشی برای ما نبیند بگذار یک شهر با درهای بستهاش مرا ناامید کند من رویای خوش آمدنت را آلوده به هیچ فریب غم انگیری نمیکنم برای من تو هرگز نرفته ای نیکی فیروزکو
Shahdad
نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند که هر رهگذری را شبیه تو میبینم ! نمیدانم غریبه ها "تو" شده اند یا تو غریبه ؟نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند که هر رهگذری را شبیه تو میبینم ! نمیدانم غریبه ها "تو" شده اند یا تو غریبه ؟
Shahdad
دستش را مي گيرم و زيـر گـوشش زمزمـه ميکنم کـــه پشتِ تـــمام نگرانـيهايِ من کسي ايستـــاده که ديــــوانـــه وار دوستـش دارم...
Shahdad
تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم ..
Shahdad
گفتم دوستت دارم، نگو نظر لطفته، چون نظر لطفم نیست، نظر دلمه .. ! ! !
Shahdad
بانوی زیبای من از وقتی دور افتادیم از هم که در منطق مان و فلسفه هایمان دوستت دارم را فقط سرآغاز آشنایی هایمون قلمداد کردیم بعد از گفتن این تک وازه خودخواهی هایمان و تحمیل رویاهامون و حتی داشته هامون رو به رخ کشیدیم از وقتی که برای کشف هم همت عاشقی را تجربه کنیم انتقام و حسادت و چشم تو هم چشمی را قوت بخشیدیم و کاش فقط یک بار بعد از گفتن یک دوستت دارم غرور را کنار میگذاشتیم و درصدد بر می امدیم برای برداشتن فاصله ها و کمک رسانی انی برای پوشاندن نداشته ها و ضعف ها این روزها هی میپرسنند فلانی چــــــــــــــرا عشق دوامی ندارد و فاصله مردمان ما هر روز بیشتر از دیروز میشود ...
Shahdad
يك زمان درخود نمي گنجيدي ازعشقش دلا پس چه شد كو آن همه شورونشاط وحالها؟ ؟؟؟ .... قـصّه هجـران خود با يار ديــرين باز گو پــاك گـردان از وجود ناب ،قـيل و قـالها..
Shahdad
اینـ بـــار کــــه آمدیــــ دستـانتـــ را رویـــــ قلبــــمـــ بــگـــذار تـــــا بفهمـیــ اینــــ دلــ بـا دیدنـــــ تــو نمــی تپـد ... میلــــــرزد !!!
Shahdad
دیگر از تنهایی خسته ام به کلاغ ها زیر میزی میدهم تا قصه ام را تمام کنند.
Shahdad
دلم یک عالمه سادگی می خواد کسی می دونه کجا پیدا میشه؟؟؟
Shahdad
خاطره ها را رشوه میدهم به روز هایم تا از بی تو بودن ،صدایشان در نیاید…
Shahdad
فکرهای کوتاه صبری طولانی صدایی در باد زمستان میشوم گاهی... روزهای رفته ماه های مانده تقویم ام بی تاب دلم تنگ میشود گاهی..