حمید ش.
مشکلات من اونقدری بزرگ نیستن که بخوام برای حلّشدنشون منتظر «اومدن» منجی و اینا باشم. یکیدو نفری از زندگیم «برن» درست میشه.
حمید ش.
پرستیدن؛ تجارت نیست. نیست حاجی.
حمید ش.
میدونین چی گفت؟ گفت راس میگی. من ده بار عاشق شدم. امّا فقط نُه بارش رو فارغ شدم.
حمید ش.
فرض کن با اشخاص X و Y یه رابطهی خیلی خوبی داری. خود اونا با هم یهسری مشکلات دارن. حالا از این بگذریم که خیلی توقّع احمقانهایه که ازت انتظار داشته باشن با اون یکی کات کنی؛ اینکه بیای طرف یکیشون رو بگیری که یهکم فکر میکنی حق با اونه، به اصطلاح اولویتبندیشون کنی، بعد رابطهت با X همونجا خراب شه و بعدش هم بفهمی حق با Y که طرفش رو گرفتی نبوده و با اون هم مجبور شی کات کنی. کلاً «خوردی» فقط. [توی نگاه اوّل؛ یه دغدغهی سادهی یه بچّه 16 ساله بهنظر میآد. اینطور، نیست امّا.]
حمید ش.
این چرا 400 نمیشه؟ چرا نمیشه؟ دِهِه. :\ ((:
دادا 2 ساعت که خوبه من الان 28 روز...........واقعا دیوانه کنندس
14 سال و 4 ماه و 14 روز و 4 ساعت و 27 دقيقه قبل