دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰

خـــــــــدايـــــــــا خودمو بهت سپردم؛ مـــــــــواظبم بـــــــــاش.... درباره »
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
زن - مجرد
امتیاز: 3612

دنبال‌شدگان

(201 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(371 کاربر)

گروه‌ها

(64 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
si50nW_535.jpg امیرحسیــن :-)
در حجاب

هیـــس ! وقتی میشنوی میگن اُمُل! وقتی میشنوی میگن کلاغ سیاه.. وقتی میشنوی میگن چادرنشین.. ســکوت نشانه ے وقــار و آرامشِِ توست .. • • • چادُر یا جا دُر!؟ بہ نظر می رسد تلفظ اصلی و صحیحِ چادر ، جا دُر بوده است ! جا دُر "یعنی جای درّ و گوهر"

و 3 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰

آﻫﺎی ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ داری اﯾﻦ ﭘﺴﺘﻮ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ . . . . . . . . . . . . . . . . . آرﻩ ﺑﺎ ﺧﻮدِﺗَﻢ ... از ﺧُﺪا ﻣﯿﺨﻮام ﺑﻪ ﻫﻤﻪ آرزوﻫﺎی ﺧﻮب و ﻗﺸﻨﮕِﺖ ﺑِﺮﺳﯽ. تو ﻫﻢ دوﺳﺖ داﺷﺘﯽ ﺑﺮای ﻣﻦ و ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ دﻋﺎ ﮐﻦ

Diba (مادربزرگ)
mwacdprf7ekrl5elkxb.jpg Diba (مادربزرگ)

میدونم طولانیه! اما خوندنش خالی از لطف نیست پس پلیز هر کی خوشش اومد بازنشر کنه!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
1353958600602005_large.jpg امیرحسیــن :-)

عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نیزه ها)،

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
در سلام

...... ....... من اومدم خوش اومدم صفا آوردم......

محمودکندلویی لاریجانی
محمودکندلویی لاریجانی

تـــو داری از بازی دادن اون لــذت میبری ولــــــی اون داره با فکرت زندگــــی میکنه یک کلــــــــــام ختم کلــــــــــــام ( از هـــــر جنسیـــتی هــستی مــرد بــــــاش) ...

و 9 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الـ ـ ـ هـه
الـ ـ ـ هـه

خدا رو شکر میکنم که تا حالا نشده رو م تو رویِ پدرم باز شه...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
صـاد
صـاد

من چقد دوست دارم خدا!

این ارسال را بازنشر کرده است.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
در سلام

.... ...... ظهرتون بخير.....

✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

أَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ أَنْ يَنْقَضِيَ عَنِّي شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتِي هَذِهِ وَ لَكَ قِبَلِي ذَنْبٌ أَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنِي عَلَيْهِ.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰

من ديگه برم بخوابم...... شبتون و ...... خواباى خوب ببينيد..... باى باى

★★★M@S!h★★★(◕‿◕)
★★★M@S!h★★★(◕‿◕)

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل را پرسیدند. پیرمرد گفت... زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود! پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می‌دانم او چه کسی است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
★★★M@S!h★★★(◕‿◕)
★★★M@S!h★★★(◕‿◕)

پسره تو خونه هرروز دعوا ميکرد جنجال براه مينداخت همه از دستش کلافه شده بودن به روزي که مادره گفت برو از دستت راحت شيم پسره رو کرد به مادرش وگفت ميرم فقط دين وحق مادريت را بر من بخش برم آنوقت اشکاي مادر سرازير شد به سلامتي ماداريي که بچش هر چي باشه وي بچشه ميخوادش

این ارسال را بازنشر کرده است.