Sirli Roozbeh
شـــــــاخ کـه باشی ,جـات رو سرِ گاوِ عزیــــــــزم ,نه رو سر مـــــا
بععععــــله . . .
Sirli Roozbeh
مـــــن تنها هــــــــستم اما تنها مـــــن نیســــــــتم ......!
Sirli Roozbeh
یــه روز خــــــوب میــــــاد کـــه بـــالای عکســـــم می نـویســــــن : انا لالله و انا الیـــــه راجعون ... یــه خـــط مشکــــی کنــــــارش منـــم دارم لبخنــــد میزنـــــم تـــو عکـــــس . .
Sirli Roozbeh
Roozbeh Marmooz عاشق Roozbeh Marmooz پسره میگه من عاشقتم میخوام باهات ازدواج کنم. دختر: خونه داری؟ نه... دختر حرفشو قطع میکنه: بی ام و داری؟ نه... چقدر حقوق میگیری؟ پسر: حقوق ندارم آخه... دختر: برو گمشو چی فکر کردی به من پیشنهاد دادی؟ و میره پسر با خودش می گه: من چندتا ویلا دارم خونه واسه چی؟ یه پورشه با یه بنز دارم بی ام و دوست ندارم. چجوری حقوق بگیرم وقتی خودم مدیر شرکتم؟ و اینگونه بود که پسر رفت و دختر ( تـــــُـــرشید )
Sirli Roozbeh
مــامــان بزرگایٍ منم فیلمی ان به مولا بابا بزرگام کارگردان!!! بابام میگه دیروز رفتم خونه مامانم بعدش دخترعمشون اونجــا بوده!! دخترعمش گفته: این ماشینٍ سیاوش(بــابــایٍ بنده) چیه؟! مــامــان بزرگم: پرایـــــــک!!!!!!!!!!!! دخترعمش: نه بابا پرایـــک اینجوریه؟! بــابــا بزرگم: اولاً پرایک نه و پراید دوماً هُـــویدا کـــوفه اس مگه نه سیاوش؟!!! بــابــام درحالیکه دیوارو گاز میزده از خنده گفته: بله آقاجون راس میگه!! هیوندا کوپه اس! بــابــابزرگم: دیگه اسمشو خراب نکن!!!!!!!!!!!!!!!!! فک و فامیله داریــــــــــــم؟!
Sirli Roozbeh
مي بيني چقدر ساده است ؟ ديگر نمي شناسمت اما دوستت دارم..
Sirli Roozbeh
گاهی بخاطرش ماندن را تحمل کن رفتن از دست همه بر می آید..
Sirli Roozbeh
سلاااااااااااااااااااااااام بر همگان
Sirli Roozbeh
هنوزم چشام از رفتن دستای تو خیسن با اشکام روی گونم یادگاری مینویسم هنوزم جای دستای تو روی شونه هامه شایدم واسه اینه که هنوز غم تو صدامه تو که باور نداری هنوز عاشق ترینم شبا به یاد تو کنار پنجره میشینم تا شاید روی ماهتو تو آسمون ببینم کجایی تا ببینی من و این صورت خیسُ صورتم مثل کاغذ شده چشمام خودنویسُ واسه تو مینویسم یه نامه بی نشونی میدونم آخه نامه هامُ هیچوقت نمیخونی خدا کنه به یاد اشک چشم من بمونیتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد
Sirli Roozbeh
باورم شد پاک بودن لذت است عاشقی سوزاندن حیثیت است باورم شد دوستی ها لحظه ایست بی وفایی قسمتی از زندگیست
Sirli Roozbeh
رفتی و قصر خيالم را فروريختی رفتی و تاروپود عشق را گسستی رفتی و از رفتنت داغها مانده به اين دل رفتی و از رفتنت گُلها شدند گِل رفتی و من ماندم و تاروپود از هم گسسته تاروپود عشق،عشق گذشته رفتی و من ماندم و خاطرات تلخ و شيرين رفتی و من ماندم وياد آن روزهای ديرين رفتی و ازآن پس نشد ماه تابان رفتی و ازآن پس نبارید زابر باران رفتی و از رفتنت خشکیدند جویبارها رفتی و از رفتنت پژمردند گلزاران رفتی و من شدم چون مرغ عشقی تنها ...رفتی اما،یادت ماند در دلها ...
Sirli Roozbeh
از همان ابتدا دروغ گفتند!
مگر نگفتند که “من” و “تو” ، “ما” می شویم؟!
پس چرا حالا “من” این قدر تنهاست!
از کی “تو” اینقدر سنگ دل شد؟!…
اصلا این “او” را که بازی داد؟!…
که آمد و “تو” را با خود برد و شدید “ما”!
می بینی
قصه ی عشقمان!
... فاتحه ی دستور زبان را خوانده است ...