دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sirli Roozbeh

بماند درباره »
Sirli Roozbeh
مرد - مجرد
امتیاز: 75.55

دنبال‌شدگان

(25 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(27 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

تمام مرا با خود برده ای نمی دانم کجایم کدام سو بدنبال چه می گردم خودم یا تو...

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

جدیداً با دیوار حرف می زنم!!! میدونی... از شخصیتش خوشم اومده یه جورایی محکمه...ثابته...آرومه...

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

نزدیکی در فاصله نیست ، در اندیشه است و تو اکنون مهمان اندیشه ی منی . . .

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

دوره ای شده که حاضرم جای "پت"باشم اما یه دوست واقعی مثل "مت"داشته باشم!

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

سرخ میشوی وقتی می شنوی دوستت دارم زرد میشوم وقتی می شنوم دوستش داری.... چهارشنبه سوری راه انداخته ایم سرخی تو از من زردی من از تو! همیشه من می سوزم....و همیشه تو می پری....‬

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

من اینجا دلم سخت معجزه می خواهد و تو انگار معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا !!!

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

دروغ نـمـی‌گـویـم بـاد را بـنـگـریـد بـاد هـم از وزیـدنِ ایـن هـمـه واژه بـه آخـریـن جـمـله‌ی غـم‌انـگـیـزِ جـهـان رسـیـده اسـت: را … را … راحـت‌ام بـگـذاریـد . . .

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

به پیش روی من، تا چشم یاری می‌کند، دریاست! چراغ ساحل آسودگی‌ها در افق پیداست ! درین ساحل که من افتاده‌ام خاموش غمم دریا، دلم تنهاست وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق‌هاست ! خروش موج، با من می‌کند نجوا، که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ! که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت... مرا آن دل که بر دریا زنم، نیست ! ز پا این بند خونین بر کنم نیست، امید آنکه جان خسته ام را، به آن نادیده ساحل افکنم نیست !

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

منـــ در این تیره شبـــ ظلمانی پـــــــرم از دلتنگی و گرفته استـــــ دلمـــ و چـــــــــه درد آور و آرام وحزینــــــ هجر چشمان قشنگ تو مـــــــرا می شکند نقش ویرانی رویـــــــای مــــــــــرا قلمــــــــ ساده ی تقدیر چه بی رحمــــ نگاشتـــــ چه کنم وسعتـــــــ دنیای پر از عاطــــفه را که ز دنیای دلمـــــــــ می جوشید قفس تنگــــ زمانــــ مهلت پرواز نداد

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

مے خواهم بنویسم ؛ نمے دانم چه (!) یک کلمـه به ذهنَ م مے رسد ... / تــو / . تمام شد (!)

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

زندگی چیز دیگری‌ست، البته اگر بگذارند از دوست داشتن خویش نترسیم!

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

زندگی غمناك است دوست من!‌ و ما با آن خو گرفته ایم و چه زود به هر چیزی خو میكنیم و این چه دردناك است !

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

جوری در آغوشت می‌خوابم که خدا پیدایم نکند خیال کند اشتباهی به تو دو تا روح داده است ... /

Sirli Roozbeh
Sirli Roozbeh

جوری در آغوشت می‌خوابم که خدا پیدایم نکند خیال کند اشتباهی به تو دو تا روح داده است ... /