* امــــــید *
غضنفر حیف نون رو تو خیابون میبینه که یه کیسه رو دوشش میبره ، میپرسه : چی تو کیست داری ؟ حیف نون : مرغه ، میبرم خونه ! اگه بگم چند تا مرغ تو کیسه داری یکیشونو بهم میدی ؟ حیف نون : تو بگو ، اصلا جفتشونو میدم بهت ! خوب اممممممممم ، پنج تا ؟
* امــــــید *
همیشه یادت باشه ، اگه گدا دیدی
هیچوقت تو دلت نگو راست میگه یا دروغ…بدم یا ندم…آدم خوبیه یا بدیه
چشماتو ببند و کمکش کن تا وقتی رفتی گدایی پیش خدا
خدام تو دلش این سوالا رو از خودش نپرسه
چشماشو ببنده و بهت بده
* امــــــید *
با این وضع خراب اقتصادی . . .
.
.
.
دیگه حالی به آدم میمونه . . . ؟ نه والا !
احوالی به آدم میمونه . . . ؟ نه بلا !
آاااااااها بیا وسط
* امــــــید *
سلامتی اونائی که چشم ما بودن اما شدن اشک از چشم ما افتادن . . .
* امــــــید *
باز باران آمد ، از هوا یا ز دو چشم خیسم ؟ نیک بنگر ! چه تفاوت دارد . . .
* امــــــید *
شیشه پنجره را باران شست از دل من اما ، چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
* امــــــید *
اگه قرار باشه بین عشقت و ۱ میلیون دلار یکی رو انتخاب کنی ، اولین چیزی که با اون پول می خری چیه !؟
* امــــــید *
جداکه شدیم هر دو به یک احساس رسیدم تو به فراغت من به فراقت . . . یک حرف تفاوت که چیز زیادی نیست . . .
* امــــــید *
بـــاد آورده را بــــاد مــی بــــرد ، قــبـول !!!
اما تو که با پاهای خودت آمده بودی ، چرا ؟!
* امــــــید *
گفـــــته بودمـ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ ! حـــــرفمـ را پس میگــیرمـ بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد …
* امــــــید *
[!] من رفتم حریم سلطانو ببینم تا بهدا بای بای
* امــــــید *
اومدم خودکشی کنم همینجوری رفتم وسط اتوبان آقا ماشینا منو دریبل میزدن و رد میشدن یکیشون برگشت گفت مرتیکه مگه قیمت دلار دستت نیست لوازم یدکی گرون شده ؟ هیچی دیگه ، دپرس شدم برگشتم!!!
* امــــــید *
باید فراموشت کنم، چندیست تمرین میکنم، من میتوانم میشود، آرام تلقین میکنم. کم کم ز یادم میبری، کم کم زیادم میروی، این روزگار و رسم اوست این جمله را با تلخیش صد بار تمرین میکنم !
* امــــــید *
از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوید..!!!