دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

* امــــــید *

* امــــــید *
مرد - مجرد
امتیاز: 2084

دنبال‌شدگان

(182 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(355 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

* امــــــید *
3c5115e7d65f1c369f0ea366af5d4986-425.jpg * امــــــید *

اونایی که موافقن لایک کنن

* امــــــید *
54e99650b474d2d91dcf8691f6139d6c-425.jpg * امــــــید *

@ســآرا چـــــه خـــــوشگِل شـُـــدی اِمروز!!!

* امــــــید *
* امــــــید *

مــَــنَم بـــِــرَم به دَرس و مـــَـــشخَم بــِـــرِسَم

* امــــــید *
* امــــــید *

مامانم میگه پسرم همینجوری که نشستی پا اینترنت این تخم مرغارم بزار زیرت جوجه شن… احساس مسئولیت که نداری حداقل حس پدری رو تجربه کن ! عاخه مادرِ که من دارم خدایا

* امــــــید *
y832ts9129ovdxkd2w3w.jpg * امــــــید *

@Zariܓܨܓ ღ

* امــــــید *
* امــــــید *

بِالاَخـــــَــــــــره بَعـــــــد اَز چَنــــــــد سال اِمروز باهـــــــــــــاش حـــَــــرف زَدَم خِعلیــــــَم خوشـــــــحالـــــــَم

* امــــــید *
c26ffd5348df6cb636b6395c8fdab5b3-425.jpg * امــــــید *

آمــــــوزِش شِــــــنا دَر ایــــــــران

* امــــــید *
* امــــــید *

و اما دماغ کپسلوکیون . . . .

* امــــــید *
* امــــــید *

هِـــــــــعععععــــــی روزِگـــــــار . . .

* امــــــید *
* امــــــید *

هــــــــــِـــــــــعـــــــــــــی روزِگــــــــــــار . . . . .

* امــــــید *
* امــــــید *

@♥ ░s░н░α░Ď░ί ♥ و هنگامی که دماغ کپسلوکی آباتارشو عوبض میکنه تا شناخته نشه ولی میشناسیمش . . .

* امــــــید *
* امــــــید *

گفتمش دل می خری؟؟؟ پرسید چند گفتمش دل مال تو تنها بخند!!! خنده ایی کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل زدستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جامانده بود

* امــــــید *
* امــــــید *

مر30 . . . ممنونم از تمامی شما دوستان عزیز ک ج سوالمو دادین . . . . . ینی واقعن کیف میکنم ک دوستای صمیمی ای مث شما دارم !!!!

* امــــــید *
Karim_Khan_Va_Darvish (1).jpg * امــــــید *

درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد . کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند . کریم خان گفت : این اشاره‌ های تو برای چه بود ؟ درویش گفت : نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم . آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟ کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه می‌خواهی ؟ درویش گفت : همین قلیان ، مرا بس است ! چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌ خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد ! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد ! روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت . ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت : نه من کریمم نه تو ؛ کریم فقط خداست ، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست . . .

* امــــــید *
fun-pic-radsms.com01.jpg * امــــــید *

بچه ها این شانس منه ! باهاش آشنا بشین کلا تو زندگی شانس من اینجوریه !!!