* امــــــید *
گفـــــته بودمـ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ ! حـــــرفمـ را پس میگــیرمـ بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد …
* امــــــید *
[!] من رفتم حریم سلطانو ببینم تا بهدا بای بای
* امــــــید *
خسته ام… از تـــــو نوشتن…! کمی از خود می نویسم این “منم” که، دوستت دارم…!
* امــــــید *
اومدم خودکشی کنم همینجوری رفتم وسط اتوبان آقا ماشینا منو دریبل میزدن و رد میشدن یکیشون برگشت گفت مرتیکه مگه قیمت دلار دستت نیست لوازم یدکی گرون شده ؟ هیچی دیگه ، دپرس شدم برگشتم!!!
* امــــــید *
فکر کنم دارم بابا می شم الان چند شبه بیدار می شم کولر رو خاموش می کنم!
* امــــــید *
دلتنگ که باشی ، آدم دیگری میشوی
خشنتر.. عصبیتر.. کلافه تر و تلخ تر
و جالبتر اینکه ، با اطرافیان هم کاری نداری
همه اش را نگه میداری
و دقیقا سر کسی خالی میکنی ، که دلـتنگ اش هستی . . .
* امــــــید *
ای دل نگفتمت مرو از راه عاشقی ، رفتی؟
بسوز که این همه آتش سزای توست . . .
* امــــــید *
قلب عزیز لطفا خفه شو و در همه کارها “دخالت” نکن ! همان کـه خون “پمپاژ” کنی کا[!]ت اگر هم “خسته” شدی اجباری نیسـت به کار . . .