* امــــــید *
کاش خدا سه چیز را نمی آفرید ! عشق ، غرور و دروغ ؛ چون عشق هنگام غرور به انسان دروغ می گوید . . .
* امــــــید *
رفتم در خونه داییم از زن دایی پرسیدم : دایی اومده ؟ گفت : چی چی آورده ؟ مثل این مونگل ها یه کم فکر کردم ! گفتم : قرار بوده چند تا وسیله برقی بیاره ! دوباره گفت : بخور و بیا ! تازه فهمیدم سر کارم ! فک و فامیله داریم ؟
* امــــــید *
به مامانم میگم ، لایک به ناهارت ، با ناراحتی میگه لایک به جد و آبادت ، نمک نشناس دستم بشکنه دیگه برات کوفتم نمیپزم ! فک و فامیله داریم ؟
* امــــــید *
با خالم رفتم لباس بخریم ، به فروشنده :گفت ببخشید من یه شلوار لی میخوام برای پسرم
یارو گفت : برای ایشون ؟ اشاره کرد به من !
خالم سریع گفت : نه بابا ! خیلی از این خوشگل تره ، این بچه خواهرمه !
* امــــــید *
ﻣﻦ ﺁﻥ ﺍﺑﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ / ﻫﻤﺎن ﯾﻮﺳﻒ ﮐﻪ ﮐﻨﻌﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ / ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ / ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ......
* امــــــید *
زیر بارانم بی چتر ! تنها بینی سرخم لو میدهد مرا ؛ که باریده ام همراه ابرها . . . اما ! تابلوی قشنگی شده ایم : من و جاده و بارن . . . !
* امــــــید *
من باتو زیر باران نرفته ام . . . اما باران که میبارد دلم برایت تنگ میشود . . .
* امــــــید *
باز باران آمد ، از هوا یا ز دو چشم خیسم ؟ نیک بنگر ! چه تفاوت دارد . . .
* امــــــید *
میدونی چرا بارون از پشت شیشه قشنگ تره ؟ چون بدون اینکه خیس بشی احساسش میکنی ، مثل دیدن گریه کسی که خیلی دوستش داری ، همینطوره مگه نه . . .؟
* امــــــید *
بغضهایم را به ابرها می دهم و قلبم را از نام تو پر می کنم . . باران که ببارد آواز قلبم شنیدنی است . . .
* امــــــید *
شیشه پنجره را باران شست از دل من اما ، چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
* امــــــید *
دیشب که باران آمد ، میخواستم سراغت را بگیرم . . . اما خوب میدانستم این بار هم که پیدایت کنم ، باز زیر چتر دیگرانی . . .
* امــــــید *
الان تو ماهی از سال هستیم که پدرا نصف شب که بیدار میشن نه کولر روشنه نه بخاری که خاموش کنن ، میرن پنجره رو میبندن !!!!!!
* امــــــید *
یه روز رئیس یه دیوونه خونه ۳ تا از بهترین مریض هاشو میاره واسه تست تا ترخیصشون کنه. به اولی میگه دو دو تا ؟ میگه ۵۷ تا !! به دومی میگه دو دو تا ؟ میگه سه شنبه !! خلاصه جفتشون و رد میکنه و نوبت نفر سوم می شه ازش می پرسه دو دو تا ؟ میگه چهارتا ! میگن آفرین چه جوری بهش رسیدی ؟ میگه بابا این که کاری نداشت ۵۷ رو از سه شنبه کم کردم !