یـ ـک آدمـ ـ
وسواس همیشه بیش از حد کار دست آدم میده / حتا در باب شعر / دچار وسواسم
یـ ـک آدمـ ـ
سلام / پر از حس بی هودگی / بی هودگی بی هودگی
یـ ـک آدمـ ـ
بی نایم / شایدم بینا برای فرار از تو
یـ ـک آدمـ ـ
من مسلمانم و نمازم را / در کلیسای داغ اندامت / مسخ ناقوس های آویزان / گوژپشتم که در نتردامت /// آذر
یـ ـک آدمـ ـ
بیت من را گرفته از خویشم / اولم شعر بوده عشق آخر / عشق یعنی تمام آدم ها / شعر یعنی علیرضا آذر // علیرضا آذر
یـ ـک آدمـ ـ
لهجه ات را غلاف کن ای عشق / زخمی ام از زبان نوک تیزت / شمس مولای بی کسی ها باش / بی خیال شکوه تبریزت /// علیرضا آذر / کتاب اسمش همین است
یـ ـک آدمـ ـ
روز خوبی بود / نمایشگاه کتاب ُ چند کتاب خوب / اونقد واسه برگشتن و خوندشون عجله داشتم که واسه برگشتن تو نداشتم / علیرضا آذر / رسول پیره / سابیر هاکا / سید مهدی موسوی ///
یـ ـک آدمـ ـ
اینجایم / بر تلی از خاکستر
یـ ـک آدمـ ـ
لا به لای تمام پستـی ها / من منم ها و خود پرستـی ها / یک نفر سینه سوز می خواهم / مـادرم را هنوز می خواهم / "علیرضا آذر"